نه عزیزم چه حرفیه اخه ما بهم نگیم کی میخواد بگه 🙂🌼
یبار اومد خیلی رسمی خاستگاری کرد و اینا تا یجاهایی پیش رفتیم ولی بعد دیگه غیبش زد !!
بعد هرچقدر پیام میدادم سین نمیکرد ..
بعد یکسال یکسال و نیم اومد پیام داد که اره پای مامانم تو کربلا شکست و ببخشید و اینا ..
دوباره از نو شروع کردیم تا جایی که عقد موقت کردیم[حتی حجاب برداشتم جلوش، لمس کردیم همو] اما فردای همون روز پیام داد که کوثر بابام اینا مهریه و وسایلو قبول ندارن میگن یا حرف ما یا کلا تموم و اقا اصلا هیییچ مقاومتی نکرد و گفت چشم تموم میکنم :|||
بعد کلی شرمنده و اینا گفت گورشو گم کرد رفت ..
بازم سوال داشتی بپرس عزیزم :)