فکر میکنی کنترل نمیکردم؟ خیلی مذهبی بودم و این قضیه آزارم میداد. توضیح دادم چه تنبیهی برای خودم گذاشته بودم. این جوری نبود که کنترل نکنم، یا نخوام ترک کنم. خیلی سخت کنترل میکردم و بارها و بارها تلاش کردم. در نهایت بعد از ازدواج اولم ترک شد.
هیچ یه جایی وجود نداره. معتاد به سیگار خوب میگه ترک میکنم و نمیکشه و فقط یه هوس روانی هست که باید کنترل بشه. ما تو بدنمون این هورمون ترشح میشه چه جوری میخوای این تعادل هورمونی رو برگردونی؟ مثل معتادی که بهش هرویین تزریق کنن بعد بگن نعشه نشو، خودت رو کنترل کن.
توضیح دادم. شدنش میشه. اما بهای خیلی خیلی سنگینی داره. تو هر ماه باید چند روز متوالی جنگ اعصاب سختی رو تحمل کنی و خاصیت جنگ اعصاب این نیست که قوی ترت میکنه، بلکه فرسوده ترت میکنه هر بار. مثل زنگ زدن آهنه.
نمیدونم تصمیمت چیه. من سال های زیادی رو حروم کردم برای این مبارزه. این همه هم نوشتم و توضیح دادم، فقط برای انتقال تجربهام بود. در نهایت اونی که تصمیم میگیره خودتی. ببین کدوم کفه برات سنگین تره. من اون زمان دکتر نرفتم، خجالت کشیدم.تو برو. شاید دارویی باشه این جزر و مد هورمونی رو آروم کنه.
من خواهری دارم که از شوهرش جداست و پسرش رو تقبیح میکرد چون خ.د ار.ضایی داشت. گفتم درکش کن. گفت مگه حیوونه. گفتم بهش ببین مگه تو خودت نیاز این جوری رو تجربه نکردی؟ گفت نعه؟؟ این دیگه چیه. مگه من مردم؟ من تا آخر عمرم هم چنین نیازی رو حس نمیکنم. گفتم یعنی تا حالا نشده از شدت نیاز، خوابش رو ببینی یا کل دنیا رو پر از صحنه های اروتیک ببینی؟ گفت نععععه!!!
استارتر عزیز، دنیا پره از آدم های مختلف با خلقت های مختلف. خدا باور کن اون چیزی نیست که خلاف عقل آدم باشه.
امیدوارم روزی راه ارتباط سالم برات باز بشه و از این تنهایی خارج بشی.