آخه من همیشه سعی میکنم با منطق تصمیم بگیرم و فکر کنم از این میسوزم که به خدا قسم شوهر من آدمی که اینا میگن نیست.
مهربونه واسه خانواده من
اما از دخالت متنفره خواهرم گفت چرا نرفتن خونه مادرشوهرش مگه قهرن؟
منم شوهرم که فهمید خیلی آتیشی شد گفت چرا دخالت میکنند تو جواب نمیدی؟
الآنم میگه من تحت هیچ شرایطی نمیام خونه بابات