عزیزم در جریان زندگی کسی نیستی هر چیزی که هرکس میگه خودش میدونه و خدای دلش که از زندگی همه با خبره.
دلیل نمیشه غریبه بتونه ظلم کنه خانواده نتونه.
یه بابای معتاد عوضی دارم که از بچگی شکنجم میداد میشست روم خفم کنه یا میکشبدتم میگف از پنجره میندازمت پایین من فقط تو دلم میگفتم بندازه خدایا....
تازه پریود میشدم بچه بودم تو خونه بحث شد دوازده شب رفت توراه پله داد میزد مردم بدونین این دختره جندس....دوست پسر داره..
لباس میخریدم میگف برو بده بگو ب جاش بهم لباس بدین...
بد ترین فهشا و میشنیدم هنوزم ظلمش هست.
درس میخوام بخونم ظهرا ساعت یازده میره سه ساعت تو توالت نمیتونم دسشویی برم هرس میخورم بعدم از خواب که پا میشه تا سه ساعت فهش می ه گیر میده الکی.
من بدبخت بی نوای بیچاره ام نصف شب بیدار میمونم اینم تا من بیدار م بیدار میمونه حرف میزنه بلند یلندحتی اگر کسی کنارش نباشه.به یه نحوی آزار میرسونه یا میره چند ساعت تو دسشویی نصف شبم نمیراره بخونم.
بعدم دو ساعت بعد فرض کن شیش صبح خوابیدم هشت پا میشه میپرنوتم
درس میخونم میگه کسی نمیاد.....باهاش...کنه.میشینه با خودش ور میره خواستگار نداره.
بدترین زندگی و دارم.
خلاصه که دیگه صبرم تموم شده