یه جی یه حرفی زدم خدا رو شکر خمرمان صدای گریه بچم هم پیچیده بود امیدوارم کسی نشنیده باشه خخخ
مهمون آمده بود رفتم بدرقه تا دم در،گفتن ببخشید مزاحم شدیم واسه شما سخت شد بچه کوچک و دست تنها
منم گفتم خواهش میکنم کاری نکردم شام میموندین بخدا اینجوری بد شد که
بعدشم گفتم میتوانم در اختیارتون باشم خخخخخ
خدایا منو مرگ بده بمیرم