از خودم بدم میاد که ۲۱ سالم شده و هنوز از اینا پول میگیرم و عین سگ زندگی میکنم
از خانوادم بدم میاد که چه داشتن چه نداشتن هیچوقت نذاشتن خوب زندگی کنم و هیچوقت هم نذاشتن برم سراغ کاری به درآمد برسم چون ابروشونو میبردم
حتی از برادرام بدم میاد که باوجود درآمد میلیاردیشون و گوشی های ۱۵۰ میلیونیشون یه سر به من بدبخت نمیزنن ببینن تو چه حالی زندگی میکنم
میدونم مقصر همه اینا خودمم شاید اگه سال اول کنکورم یه پرستاری چیزی قبول شده بودم امسال تموم میکردم و دستم به دهنم میرسید ولی همون موقع هم بابام همه کار کرد که من نشم هیچی
ولی بخدا دیگه کم آوردم خسته شدم از کنارشون زندگی کردن خسته شدم از اینکه سر پول دکتر کلی منت میزارن سرم
خستم از اینکه ریش مردونه درآوردم و تنبلی تخمدان شدید دارم ولی پول ندارم برم لیزر و همه مسخرم میکنن
خدا خدا میکنم دانشگاهم شروع شه برم زودتر اونجا النگومو بفروشم باهاش برم سرکاری چیزی یا کتاب بگیرم بخونم کنکور بدم
بابام و حتی مامانم به حدی پست زندگی میکنن الان شش ماهه اتو ندارن ولی حاضر نیستن برن بگیرن و من همش با لباس چروک میچرخم
توروخدا اگه خسیسید عین پدر مادر من بچه نیارین
اگه ندارین هم نیارین یکیو بدبخت نکنین
امشب یلحظه سر اینکه شام هیچی نبود بخورم دلم میخواست خودکشی کنم یهو جنون آنی میگیرم ، برام یه صلوات بفرستید خدا یه دری شاید جلوم باز کرد