خب جریان منو داییم اینه که ایشون یدونه بچه داره که دختر داییم یکی دو سال از من کوچیکتره
داییم کارمند شرکت نفته دخترشم شاغله
بعد فامیل مادری خیال میکنن من میخام دختر داییمو بگیرم
داییمو زن داییم که هی ول نمیکنن یعنی قبلنا هم میومدن خونمون من از خونه میزدم بیرون یا حتی سعی میکردم باهاشون روبه رو نشم
گفتم شاید یطوری بفهمن که دارن اشتباه میکنن از این خبرا نیست
دختر داییم قیافش خوبه خوشگله بالا۱۸۰ قدشه از هر لحاظ عالیه ولی من خوشم ازش نمیاد هم بازی بچگیم بوده هیچ حسی بهش ندارم
ولی میدونم اون اینطور نیست