بوراندخت، آن پادشاه زن
در دل تاریخ، نامش جاویدان
با اراده و خرد، بر تخت نشست
در سایهی عشق، مملکت را رستاخیز داد
دستهایش به رسم انصاف گره خورد
برای ملت، با قلبی بزرگ، همت کرد
در روزگاری که مردان فرمان میرانیدند
او، با شهامت، بر دشمنان میتاخت
چهرهای درخشان، چون خورشید تابان
آزادی را به سرزمینش هدیه کرد
همچون پرندهای آزاد، بر فراز آسمان
بوراندخت، نماد قدرت و ایمان
به یاد او، تاریخ به پیش میرود
که زنی قهرمان، در دل شب میدرخشد
پادشاهی که نه تنها نامش،
بلکه روحش، در دلها زنده است و جاودان.
