سالشو یادم نیست اما سوم راهنمایی بودم امتحان تاریخ داشتم خرداد ماه بود قزوین زلزله اومد از تهران رد شد خیلی شدید بود خونمون لرزید من اومدم بپرم بیرون خواهرم دروبست هول شده بود من درو باز کردم اون میبست خود زلزله فریز شده بود مونده بود این چرا اینجوری میکنه انقدر ترسیده بود نمیفهمید چیکار میکنه زلزله رفت قزوین اما داشتیم کلی به این میخندیدیم خود پس لرزش اینجا بود رعشه گرفته بود.