همسر من مدیر بود مدیر به قسمت خیلی مهم زیر دست همسرم کلی خانوم لاکچری کار میکردن به روز قرار شد برم محل کارش سوپرابزش کنم سبد گل گرفتم و رفتم محل کارش
همسرم جایی ایستاده بود که با درب شیشه ای جدا میشد از اتاق منشی من در شیشه ای رو ندیدم
با اون چسان فیسانم با ذوق فراوان رفتم تالاب تو شیشه میرال ه
با سبد گل پخش زمین شدم
لاکچریا غش کردن از خنده کثافتااااااا