یه دوستی دارم سه ساله دوست بودیم چقدم صمیمی توی هر مشکلی کمکش کردم دلداریش دادم تو مشکلاتش یبار با یکی از دوستاش بهم زده بود حالش بد شد رسما شدم تراپیستش حالشو خوب کردم دانشگاه با هم رفتیم روز اول که منو فروخت به یکی دیگه الان دوست داره روزای بعدم چنان سرد شد اصا انگار منو نمیشناسه بعد ها فهمیدم برگشته به دوستش به مامانم گفتم گفت شاید مامانش گفته دیگه باهات نگرده قضاوت نا به جا کرده... ولی بخدا اگه من حاشیه دارم تموم عمرمو صاف و صادق زندگی کردم خیلی دلم گرفته سه روزه درگیر این قضیه ام و واقعا قلبم شکسته که چرا من واسه همه دل میسوزونم تهش این میشه:)