گذشت و گذشت
من با پسر اولیه یک ماه بیشتر صبحت نکردم
ولی رضا بهمن ماه به من بعد شیش ماه درخواست داد و رابطه ما استارت خورد
عرق میخورد ترکش دادم
سیگار میکشید ترکش دادم
پول خواست بهش دادم
شارژش و من میدادم
کافه نمیرفتم مبادا پول نداشته باشه
خرید میرفتیم کارتم پ میدادم بهش معذب نشه
مادرش سرطان گرفت کنارش بودن
از خونه بیرونش کردن براش جا پیدا کردم بره براش غذا درست میکردم
یه روز توی محرم امسال بهم زنگ زد ساعت 11 شب گفت من خستم هیت بودم میرم بخوابم