2777
2789
عنوان

حالا که ولش کردم باالتماس برگشته

183 بازدید | 8 پست

تایپ شده است میشه بخونید و نظرتونو بگید؟

امیدوارم دیگه دوستم نداشته باشی امیدوارم برعکس من توراحت همه چیز رو فراموش کرده باشی:)

ما حدود سه سال پیش توی دانشگاه اشنا شدیم 

رشته هامون متفاوت بود اما باهم توی یه اردو اشنا شدیم

یه مدت گذشت و هعی اتفاقی توی دانشگاه رو در رو میشدیم

و ایشون احوال پرسی میکرد بعد کم کم رفتار ایشون تغییر کرد و یه عده که دوست مشترکمون بودن هعی میگفتن فلانی بهت علاقه داره

تااینکه رابطه جدی تر شد و خودش پیشنهاد داد و

گفت قصدم ازدواجه

منم گفتم اگه قصدش جدیه زیر نظر خانواده ها اشنا بشیم بعد اگه اوکی بودیم رسمی بشه و ...

یک سال ماباهم رفتیم و اومدیم

خانواده من درجریان بودن 

اونم بهم گفته بود خانوادش میدونن

شک کردم بعد یه مدت که اگه خانوادش میدونن 

پس چرا حتی یکیشون یکبارنخواست منو ببینه

تااینکه فهمیدم دروغ گفته و بهشون نگفته

امیدوارم دیگه دوستم نداشته باشی امیدوارم برعکس من توراحت همه چیز رو فراموش کرده باشی:)

من این مدت خواستگارامو رد کردم

بهش وابسته بودم

واقعااا دوسش داشتم

بعد یه مدت اونم واقعا به خانوادش گفت 

و مادرش بشدت مخالفت کرد چون ما از دو قوم متفاوت بودیم

و اونا دختر خاله اش رو میخواستن عروسشون باشه

خلاصه دوسال از بهترین سالای عمرم باایشون گذشت 

و کلی گریه و دعوا باخانواده خودم

و خانواده اون و...

اما اون حتی یکبار حاضر نبود بخاطر من تو روی خانوادش 

وایسه یا حتی یه تلاش جدی کنه برای حل این مشکل

هربارهم که بهش میگفتم میگفت نمیشه خانوادمن

صبور باش و بهونه الکی

تااینکه من ول کردم و انتقالی مو ازدانشگاه گرفتم 

و بی خبر رفتم 

جالبه که حتی پانشد بیاد منو ببینه و فقط تلفنی پیگیر بود

و تهشم من که رابطه رو بهم زدم اون مقاومتی نگرد و رفت

حالا بعد اینکه من پدرررم دراومد و سرکوفت خانواده و کلی بدبختی فراموش که نه با نبودش کنار اومدم

زنگ زده به دوست مشترکمون و گفته نمیتونم فراموشش کنم

و میخوام بهم برگردیم و به خانوادمم گفتم

ولی الان دیگه من حالم خوب نیست

هنوز از نظر روحی اذیتم 

با مشاور درارتباطم

دیگه مثل قبل دوستش ندارم

و نمیتونم کنارش باشم

اصلا نمیتونم کنار هیچکس باشم فقط دلم میخواد تنهاباشم

اما حالا دیگه اون ول کن نیست و پبگیره

من نمیدونم باید چی کارکنم؟

شما باشید بهش برمیگردید؟

امیدوارم دیگه دوستم نداشته باشی امیدوارم برعکس من توراحت همه چیز رو فراموش کرده باشی:)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من این مدت خواستگارامو رد کردمبهش وابسته بودمواقعااا دوسش داشتمبعد یه مدت اونم واقعا به خانوادش گفت ...


شما ازش عصبانی هستی و میترسی دیگه اعتمادت از بین رفته اما هنوز بهش حس داری

و این ترس و بی اعتمادی اجازه نمیده بهش برگردی

فکراتو بکن اگ دیدی تو هم میتونی ب ترست غلبه کنی بگو من دیگه اهل رابطه نیستم بخواد میتونه مث همه آدما بیاد خواستگاری اگ نمیتونه و هنوز بهونه داره دیگه هیچوقت ازش حرفی نزنید

من باشم ميزارم يه ٤ ماه يا بيشتر ٦ ماه بگذره بعد تصميم بگيرم بهش برگردم يا نه

من از نظر روحی هنوزم بهم ریختم اونم دائم پیگیر میشه و پیغام پسغام میده و دوستامونم هعی پادرمیانی میکنن

امیدوارم دیگه دوستم نداشته باشی امیدوارم برعکس من توراحت همه چیز رو فراموش کرده باشی:)
من از نظر روحی هنوزم بهم ریختم اونم دائم پیگیر میشه و پیغام پسغام میده و دوستامونم هعی پادرمیانی میک ...

اگه از چیزایی که تایپ کردی مطمئنی که به خانواده اش نگفته بود و خانواده اش مخالف ازدواجتون بودن ، قیدش رو بزن مردی که نتونه بخاطر خانواده اش باهات ازدواج کنه فردا بخاطر خانواده اش از روت رد میشه رفته دیده کسی مثل تو نیست برگشته وقتی یه مردی بچه ننه ست نمیتونه زندگی درست کنه

فقط 13 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تو مثل یه خواب خوب فانتزی 

[QUOTE=367871771]اگه از چیزایی که تایپ کردی مطمئنی که به خانواده اش نگفته بود و خانواده اش مخالف ازدواجتون بودن ، قید ...[/QUOTE

داغون شدم ولی تمومش کردم:)


امیدوارم دیگه دوستم نداشته باشی امیدوارم برعکس من توراحت همه چیز رو فراموش کرده باشی:)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  20 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش