من یه مقدار نگرانم از بابت اونجا رفتن ولی فک میکنم بخاطر نامزدمم که شده راضی به اونجا رفتن شدم
با خودم میگم الان هم مادرشوهرم مث قبلا احساس راحتی با من نداره که بخواد هررفتاری دلش میخواد کنه یه حد مرزی بینمونه هم اینکه همسرم درک از احساس و شرایط من داره به حد مرزای من با مادرش احترام میزاره و درکم میکنه یجورای مادرشو شناخته و حقو به من میده
بنظرتون اگه برم مشکلی پیش میاد!؟
امکان داره دوباره رفتارای رو مخ مادرشوهرم با نزدیک بودن بهش شروع بشه به مشکل بخورم باهاش و هرروز یه ناراحتی داشته باشم؟؟؟؟
با نامزدم راجب این موضوع حرف زدم گفته نمیزارم این اتفاق بیوفته توام همچنان گارد خودتو داشته باش نزار باهات صمیمی بشن اون اتفاقی که نگرانشی نیوفته
خلاصه الان بنظرتون بریم اونجا زندگی کنیم یا نه نظر شما چیه با این همه حد مرزی که گذاشتم و درکی که همسرم ازم داره بنظرتون امکان داره بازم مشکلی پیش بیاد!؟