2777
2789
عنوان

عقدمون طولانی شده مشکلم با مادرشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1550 بازدید | 82 پست
الان میرم سر اصل مطلب ما شاید مجبور بشیم بریم تو اون خونه‌ی که نزدیک مادرشوهرمه اونجا زندگی کنیم بخا ...

وا خب یعنی نمیتونی اون خونرو بفروشی بری جای دیگ خونه بخری؟

💗

همه چیز بستگی به رفتار خودت داره.ما اوایل نیم ساعت هم با خانوادش فاصله داشتیم ولی چون من ساده بودم و سیاست نداشتم هرروز خونه م بودن و زندگی و برام جهنم کرده بودن.الان ۵دقیقه فاصله داریم ولی کاری کردم بدون دعوت نیان.تاپیک صمیمت ممنوع و بت خانواده همسر رابشکنید بانو آرتمیس و سرچ کن بخون خیلی به من کمک کرد.

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

هروقت تونستید اونجا رو بفروشید جای دیگه بخرید یا اجاره کنید خودت و مشغول کن که رفت و آمد نداشته باشی ...

عروسی قرار نیست بگیریم ولی همسرم گفته سعی میکنه خیلی زود جای دیگرو اوکی کنه هروقت که بتونه منم بش گفتم اگه اینجا اذیت شدم نمیتونستم تحمل کنم شرایطشو داشتیم حتما خونه اجار کنیم

عروسی قرار نیست بگیریم ولی همسرم گفته سعی میکنه خیلی زود جای دیگرو اوکی کنه هروقت که بتونه منم بش گف ...

درست میشه ،بهترین چیز اینه خودت و مشغول کنی.حالا اگه دیدی بعداً زیاد میاد میره ،یوقت اومد بگو خواب بودم ،یا سرت و ببند بگو درد میکنه،یا ب کار خونه مشغول شو.شایدم هی نیاد .از الان برای چیزی که اتفاق نیافتاده نگران نباش.

اولش یه خواننده خاموش بودم😎ولنتاین97عضو شدم با کاربری 🍁خزان🍁21مهر 99سوپرایز شدم و تعلیق شدم یهووویی🧐😟خلاصه که یه تعلیقی ام به دلایلی نامعلوم😶🤐🤫
حد اقل همسارو میشه راه نداد تو خونت یا نری خونش مادرشوهرو میشه چکار کرد🫤

از من به تو نصیحت خونتو بفروش برو جای دیگ شده خونه کوچیک تری هم خریدی فرار کن 

من مادر شوهرم هر شب شام پیشمون بود موقع رابطه یهو میومد درمیزد ساعت ۱۰شب مام موقع رابطه باز لباس میپوشیدیم اصلا یه وضع مزخرف و بدی داشتیم روزی ۲۰بار میومد پیشم 

داشت کم کم مریض هم میشد رفتارهای غیر عادی دیوونم کرده بود تا اینکه دیگ مریضیش بیشتر شد دیگ الان نمیاد 

💗
هروقت اومد در رو باز نکن . بعد هم بگو بیرون بودم بازار بودم باشگاه بودم کلاس بودم مریض بودم و خلاصه ...

من راستش اینجوری کنم قطعا همسرم خیلی ناراحت میشه ینی خودش میگه مادرم اومد تو بشین پیشش پذیرایی کن رسمی باش در همین حد منم دیگه راهی ندارم خب🤷🏻‍♀️ اخه در باز نکنم مادرشوهرم یه الم شنگه‌ای پیشش به پا میکنه که نامزدم از دست من ناراحت بشه اینجوری نیست که مثلا مادرخودم بره خونه عروس نباشن در باز نکنن  دیگه به داداشم هیچی نمیگه یا با پیج داداشم نمیشه که زنت کجا چرا با نکرده ولی مادرشوهرم تا تاتو همه چیو در نیاره ول کنه ماجرا نیست😑

اگه بخاطر همسرم نبود سر سوزن براش احترام قائل نبودم

عروسی قرار نیست بگیریم ولی همسرم گفته سعی میکنه خیلی زود جای دیگرو اوکی کنه هروقت که بتونه منم بش گف ...

جون خودت اگه زندگیت مهمه نرو اونجا نزدیک اونا نباش بعدن اگ به شوهرت بگی زیاد میاد یا هرشب پاشه بیاد خونتون توهم بگی دوست نداری بیاد خونت شوهرت باهات لج میفته از الان کارت و درست کن به مشکل نخوری

💗

من رابطه خودمو با مادر شوهرم میگم برای من که خوب بوده شاید برای تو هم خوب باشه همیشه یه مرزی باهاش دارم یه احترام همیشه هم به مادر شوهرم هم پدر شوهرم شما گفتم فعل و جمع بستم تو خونش سر خود حتی یخچال باز نمیکنم غدایی هم بخوام یا بخوان درست کنم با اینکه جای لوازمو میدونم اجازه میگیرم پیششون هیچ وقت با لباس راحت نگشتم همیشه مرتب پوشیدم هروقت غذایی چیزی برامون فرستادن جاشو پر کردم حالا با میوه نبات هرچی خونه داشتم و برگردوندم هرزگاهی خودم دعوتشون میکنم تا امکان بی خبر اومدن کمتر باشه به هرحال همیشه آماده پذیرایی نمیتونم باشم هفته ای یه بار بیشتر خونشون نمیریم اگه خیلی اصرار کردن نهار و شام میمونیم مگر نه بیشتر شب نشینی یا غروب میریم و معمولا خودش مناسبتی باشه دعوت میکنه خلاصه عادتشون ندادیم هر هفته جمعه مثلانهار منتظرمون نیست /مثل اوایل ازدواح که انگار وظیفه مون بود بریم و نمیرفتیم ناراحت میشدن/ از خانواده خودم اگه بپرسن فقط در حد اینکه حالشون خوبه و سلام میرسونن اطلاعات میدم بد شوهرمو یادن نمیاد بهشون گفته باشم حتی اگه با شوهرم هم نظر نبودم تو جمعشون بروز نمیدم /شوهرم به این اخلاقم که خیلی افتخار میکنه /هرچی بخرم یا هرجا بریم اکثرا توپ و میندازم زمین شوهرم که اون صلاح دونست نظر شوهرم بود /مواقعی که میگن چرا مثلا این کارو کردین/ خلاصه که آسه میرم آسه میام تا گربه شاخم نزنه😅البته من اخلاقم طوریه تحمل انتقاد بی مورد که احترامم زیر سوال بره ندارم و در واقع پیشگیری میکنم

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
من راستش اینجوری کنم قطعا همسرم خیلی ناراحت میشه ینی خودش میگه مادرم اومد تو بشین پیشش پذیرایی کن رس ...

خب دقیقا برای منم همین اتفاقا افتاد مادر شوهرم روز و شب خونم بودا موقع رابطه موقع شام حتی بعضی وقتا میومد می‌خوابید نمی‌رفت یا می‌گفت بمونم پیش شما بخوابم نرم انقد اذیت میکرد بعدن که مریض شد بی اختیاری ادرار داشت میومد می‌نشست یهو جیش میکرد و می‌رفت خونه بوی جیش میگرفت منم درو باز نمی‌کردم تو کل فامیل درموردم میگفتن که چرا درو باز نمیکنی براش 

💗
از من به تو نصیحت خونتو بفروش برو جای دیگ شده خونه کوچیک تری هم خریدی فرار کن من مادر شوهرم هر شب شا ...

من خیلی سعی کردم تو این مدت حد مرض نگه دارم میگم شاید شده بخاطر همونم کم بیاد

مثلا من دوتا جاری دارم جفتشون خونشون یجاس و دور از مادرشوهرم یکیش صمیمیه خودمونیه با مادرشوهرم یکیش رسمی و خشک  مادرشوهرم خییلی خونه اونی که باهاش صمیمی تره میره وقت بیوفت ولی خونه اون یکی خیلی کم میره منم به همین امید میگم شاید کم بیاد ولی از طرفیم میگم همسایشم دم دستشم سرراست هروقت دلش بخواد میاد 😑

خب دقیقا برای منم همین اتفاقا افتاد مادر شوهرم روز و شب خونم بودا موقع رابطه موقع شام حتی بعضی وقتا ...

اخی عزیزم چقد بد☹️ اینجوری خیلی رو مخه🫤 من مه اصن حتی کلام و صدای این زن رو مخمه چه برسه بیاد بگیره بخوابه😑

من راستش اینجوری کنم قطعا همسرم خیلی ناراحت میشه ینی خودش میگه مادرم اومد تو بشین پیشش پذیرایی کن رس ...

اسی نظراتی که گذاشتم و بخون تو اشتباه منو نکن حالا مادر شوهر من زمین گیر شد که دیگ اذیتی نداره برام ولی مادر شوهر تو شاید تا صد سال دیگ سالم زندگی کنه زندگیتو داغون می‌کنه ها 

تازه بعد اونم چقد دعوا که بیا ازش مراقبت کن که من هیچ جوره زیر بار نرفتم 

💗
اخی عزیزم چقد بد☹️ اینجوری خیلی رو مخه🫤 من مه اصن حتی کلام و صدای این زن رو مخمه چه برسه بیاد بگیره ...

پس اگه نمی‌خوای زندگیت تلخ و رو مخ باشه اون خونرو بفروشین برید اون ور شهر خونه بگیرین قشنگ بشین فک کن به حرفام

💗
نه متاسفانه

جات بودم تو اون خونه نمیرفتم.اونجارو میدادم اجاره میرفتم مستاجری.اگر رفتی تو اون خونه حداقل ۴سال اونجایی.و ممکنه چیزی که گفتم واست بیوفته.من همیشه میگم حتی نزدیک مادرخودتم زندگی نکن

یه روز خوب میاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز