یه بار من و دختر همسایمون که خیلی قد بلند بود رفته بودیم بیرون شال بخریم یه پسره با دوستش رد شد و گفت قد و بالای تو رعنا رو بنازم ...بیا بریم زیر پتو کارتو بسازم ....طفلک دختر همسایمون تا برسیم خونه گریه کرد 😁
یه بارم با اتوبوس بر میگشتم خونه...پشت سرم یه پسر لات نشسته بود...هی میگفت عروس ننم میشی...من اخم کردم محل ندادم...بیشعور ادامس چسبونده بود به چادر نازنینم...منم نفهمیدم..گندزده شد به صندلی وچادر
برا منم پيش اومد پسره زشت و لاغر و بد تيپ افتاده بود دنبالمون😑 گيرداد ب دوستم هي حرف ميزد و ...
منمو دوستام دوران دانشجویی خوابکاه بودیم غروبا میرفتیم پارک یه پسره هر روز دنبالمون بود ماهم هفت هشت نفری میرفتیم. یبار داشتم میخندیدم دوست پسره گفت اخه رفیقم خراب همین خنده هات شده دیگه😀😀😀 منم تو ابرا بودم واسه خودم😂😂
چندروز بعد اومد شماره بده توجه نکردم بهش نشستیم تو ایستگاه اتوبوس دوستم بهش گفت برو گمشو ديگه اونم بلند بلند شمارشو گفت.و بعد گف زنگ بزنی منتظرم
موهاش دریا بود دنیامو زیبا کرد* فهمید دیوونم موهاشو کوتاه کرد
یبار هم داشتیم با دوستم از مدرسه بر میگشتیم دو تا پسر داشتن از کنارمون رد میشدن و اتفاقا اصلا هم تو باغ ما نبودن ...یهو یکیشون به اون یکی گفت فک میکنم که .....یهو دوستم فقط همینو شنید و برگشت به من با صدای بلند و پوزخند طوری که اونا بشنون گفت : فکر هم میکنن ...وااااای یهو همون لحظه پسره برگشت گفت : خواستین شما رو هم م ی ک ن ی م ....
منو دوستم تا مدرسه لالمونی گرفته بودیم ...دوستم که یه حالت دپرس هم شده بود ...😁