از دیر حموم میخاسته نگاهم کنه
۹ سالشه من ک حموم بودم مامانم رفت بیرون
ی لحظه ب خودم گفتم نکنه حالا کسی خونه نیست کنجکاو بشه از درز زیر در نگاه کنه
چند دقیقه گذشت ی لحظه برگشتم نگاه کردم سایشو دیدم صداش زدم انگار بلند شد (نمیدونم خم شده بود نگاه میکرد یا وایساده بود ولی سایه دیدم)
ی مکث کرد جواب داد گفتم دم در بودی؟گفت صدام زدی اومدم گفتم اها فکر کردم پشت دری