2777
2789

هفت سال بود بچه میخواستم خیلییی یعنی کارم شب روز گریه شده بود چون تک دختر بودم دوست نداشتم بچه ام تنها باشه 

هزار جا دکتر رفتم اندازه تخمدانم خوب بود مشکلی نداشتم ولی بار دار نمیشم خیلی غصه خوردم خیلی تا این دختر بزرگتر شد رفت مدرسه دیگه مشغول درس دادن کارش شدم یادم رفت بارداری چیه بعضی وقتا حرص میخوردم ولی دیگه عادی شده بود 

تولد امام رضا بود حالم اصلا اون روز خوب نبود بلند شدم شله زرد درست کردم با جون کندن گفتم یعنی میشه منم دوباره مامان بشم هفته بعدش شهادت پسر امام رضا بود دیدم زیر دلم بشدت درد میکنه اصلا حالم خوب نیست یک ماه ونیم از پریودیم عقب افتاده بود 

گفتم یه تست بزنم تا زدم یه هاله افتاد گفتم نه الکیه 

دوباره زدم یکم پررنگ تر شد ولی باور نداشتم 

تا بتا دادم نا نداشتم برم جوابو بگیرم گفتم بازم منفی دیدم مثبت همون جا هق هق زدم حواسم نبود پیاده تا خوننه رفتم دیدم تو خونه امم 

بسیار بارداری سختی داشتم دیگه تو هشت ماهگی خونه بالامیوردم بچه ام توی ۳۴ هفته بدنیا اومد ده روز تو ان ای سی یو بود چقدر اونجا گریه میکردم آتیش گرفته بودم خیلی ریز بود کوچیک راحت شیر نمیخورد الان ۵ ماه ۲۸ روزشه امروز رفتیم هیئت بغلم بود نگاهش میکردم از خدا تشکر میکردم بابت هدیه ای قشنگش 

ایشاالله اونی ک بچه میخوان خدا بهشون بده به وقتش زایمان کنن میدونم چقدر سخته

خدایا شکرت😍😍

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

با نوشته هات بغض کردم 🥺 خدا حفظشون کنه دعا کن پسر منم سالم دنیا بیاد محرم سال آینده ببرمش هیئت

قربونت برم خیلی سختی کشیدم 

انشاالله بسلامتی به وقت زایمان کنی

خدایا شکرت😍😍
عزیز دلم خداروشکر که خدا دلتو شاد کرده منم یه دختر دارم والان باردارم عزیزم برامنم دعا کن بچم سالم س ...

عزیزدلم انشاالله بسلامتی به وقتش زایمان کنی بارداری سبکی داشته باشی 

خدایا شکرت😍😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792