حالم بد شد ازش متنفرم …ینی کسی بود که یه درصد فکرشم نمیکردم همه به جون این قسم میخوردن
نمیدونم به کی بگم چیکار کنم..نمیخوام کار اشتباهی ازم سر بزنه..به خودشم نمیتونم بگم..میگین چجوری فهمیدی؟ همش در حال پیام بازی و تلفن های یواشکی و صفحه چت دیدم که عکس خودشو فرستاده بود..قبلا گوشیش اینور اونور بود الان همش دستشه..یه روزم رفتیم دور بزنیم ..برگشتنی مارو پیاده کرد گفت برین یچیزی بخورین میرم فلان جا برمیگردم..با ما بود لباس خونه تنش بود دو ساعت بعد برگشت مانتو شلوار اینا تنش بود..و چند مورد دیگه
خودش رییسه..داداش ساده و احمق من جرات نداره بگه بالای چشت ابروعه مثل پروانه دورش میگرده یعنیی شما نمیدونین چقد خوبیش زبون زده کله طایفمونه..همش میگم این خیلی تابلوعه چرا نمیخواد باور کنه چرا خودشو به نفهمی میزنه..
هعییی
یه روز ناخواسته شنیدم داداشم به دخترش میگفت تو به مامانت میگفتی مشکوکه و اینا(دعواش میکرد میگفت این چه حرفیه زدی)حرفاش درسته بخداا
یه داداش کوچیک تر دارم عاقله..بنظرتون باهاش در میون بذارم؟دارم میترکم