وقتی شوهرم تربت امام حسین رو آورد بوسیدمش گریه کردم روضه خوندم دلی برای خودم قرآن به دست گرفتم گفتم خدایا منو ببخش به واسطه تربت امام حسین بهمون بچه سالم و صالح بده خدایا دیگه پول اینهمه کاشت کردن و نتیجه گرفتن نداریم
تا سر قرآن را باز کردم برای اولین بارم بود که با خدا با قرآن حرف میزدم قرآن رو که باز کردم اولین صحفه اومد اول خط و بشیر بشارت یوسف آورد دلم آروم گرفت با همسرم دعای استفاده از تربت امام حسین هم خوندیم و اندازه یه عدس گذاشتیم روی زبانمون
ادامه داره دارم تایپ میکنم