بچه ها رفتم تو انباری خونمون تمیز کنم یکم دیدم دو تا جعبس وسایل شوهرم توشه برداشتم ی سریاشو که تو پلاستیک بود آوردم تو خونه گفتم چرا گذاشته اینجا خراب میشن به یادگاریو اینا میخورد همینجوری با ذوق وسایلاشو نگاه میکردم سر رسیدشو باز کردم دیدم از دوران سربازیش خاطراتشو نوشته.کااااش نخونده بودم خدااااا. نشستم همه رو خوندم از عشقش هم نوشته بود.دلم یجور بدیه خوابم نمیبره خیلیییی حس بدی دارم.وسایلاشم دوباره بردم گذاشتم سر جاش نفهمه دیدمشون.خیلی الان حالم خرابه
عشقم پسرم بهترینم نفسم بنده به نفسات.مامان خیلی منتظر اومدنت بودم فدای دستای کوچولوت بشم.پسر خوشگلم داداشی شدنت مبارک دورت بگردم تو انقد مهربونی چه داداشی خوبی میشی برا کنجد تو دلم❤❤❤
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
اون خودش الان یادش رفته خاطرات گذشتشو که اومده توروگرفته مطمئن باش براش اهمیتی نداره اون خاطرات
میدونم اینا رو ولی اصلا حالمو خوب نمیکنه.تو دوران آشناییمونم بهم گفته بود قرار بوده با ی نفر ازدواج کنه ولی نشده.حسم خیلی بده.میدونی شوهرم خیلی سردو بی احساسه حالا تو ذهنم اومده که برا اینه که اینطوریه
عشقم پسرم بهترینم نفسم بنده به نفسات.مامان خیلی منتظر اومدنت بودم فدای دستای کوچولوت بشم.پسر خوشگلم داداشی شدنت مبارک دورت بگردم تو انقد مهربونی چه داداشی خوبی میشی برا کنجد تو دلم❤❤❤
خوب شاید فراموش کرده و تموم شده ولی همینجوری وسایلش مونده حالا حال نداشته بندازه دور
اونکه حتما فراموش کرده آخرین چیزی که از طرف نوشته ازدواجش بوده انگار که نامردی کرده یهو با یکی دیگه ازدواج کرده شوهرم اصلا خبر نداشته یهو دوستش خبر ازدواجو میده بهش
عشقم پسرم بهترینم نفسم بنده به نفسات.مامان خیلی منتظر اومدنت بودم فدای دستای کوچولوت بشم.پسر خوشگلم داداشی شدنت مبارک دورت بگردم تو انقد مهربونی چه داداشی خوبی میشی برا کنجد تو دلم❤❤❤