2777
2789

داستان مراقب چشمانت باش


جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.»

حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟»

جوان گفت: «آری.»

حکیم گفت: «اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.»

جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی می‌گویی؟»

حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟»

جوان گفت: «آری.»


حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش» 

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم| ممنون میشم برای سلامتی امام زمان و خانوادم صلوات بفرستی مهربون💚•••عاشق و متعهد به دلی سبز💍•••.  📌  بازآاین‌ درگه‌ ما،درگه‌ نومیدی‌ نیست‌، 🌿                «یا مَن سَبیلُهُ واضِحٌ للمُنیبین»ای آنکه راهش برایِ توبه‌کاران آشکار است»..•تویی که دوباره و صدباره و هزارباره پذیرایِ منی؛•منی که دوباره و صدباره و هزارباره برمی‌گردم؛•شرمندگی؛ خودِ منم!مهربانی و معرفــت؛ تویی!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز