2777
2789
عنوان

عشق اول

| مشاهده متن کامل بحث + 5752 بازدید | 137 پست

شاید برای بعضیا عجیب باشه، مخصوصا بچه‌های نوجوون و خیلی جوون الان. ولی همسن‌و‌سالهای من بیشتر درک میکنن چی میگم. من اونجا سریع رومو برگردوندم که نکنه منو ببینه و بشناسه و بعد یاد من بیفته و وای نکنه من باعث شم یهو دلش تنگ شه و وای نکنه باعث گناه بشم و... :)

رفتم دورتر ایستادم. تکیه دادم به یه درخت نارنج پرشکوفه. بوش هنوز توی دماغمه انگار. فقط یک لحظه چشمم افتاد بهش. حالا دیگه توی طلافروشی بودن. با یه خانم. حتما همسرش بود. یه لبخند قشنگ روی لبش بود و همسرش داشت حلقه انتخاب میکرد 🙃 چه دنیاییه!

من منتظر همسرم بودی با یه بچه توی دلم و اون با همسرش داشتن حلقه انتخاب میکردن! اون زمان حدود ۵ سال از ازدواج من گذشته بود.

نگاهم فقط یک ثانیه صورتشو دید. همین. و بعد به صورت همسرش نگاه کردم. به نظرم دختر خوبی اومد. یه صلوات براشون فرستادم و برگشتم. دیگه نگاشون نکردم. چند دقیقه بعد از کنار رد شدن. اون آخرین باری بود که دیدمش. دیگه هرگز، هیچ وقت ندیدمش.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

دو سال پیش ما تصمیم گرفتیم دوباره بچه‌دار شیم.

باردار بودم. ماه آخر بودم گمونم. یه شب خوابشو دیدم. خواب خیلی بدی لود. مدتها بود دیگه خوابشو نمیدیدم.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟

حال خیلی بدی داشت توی خوابم. صبح که بیدار شدم، گفتم خب خوابه دیگه.

شبش دوباره خواب دیدم. تقریبا همون خواب. نه دقیقا همون. توی خواب همه‌ش دنلبالم میگشت، به‌شدت هم غمگین بود. فضا تاریک بود. از خواب پریدم. قلبم تند میزد.

شب سوم باز هم.

به خدا قسم.

فردای شب سوم به همسرم گفتم سه شبه خواب بدی میبینم که تقریبا تکراری هم هست. خیلی حالم بد میشه.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟

همسرم همیشه به من میگه خیلی احساساتی هستم و دائم نگران همه هستم و غصهٔ عالم و آدمو میخورم. گلهٔ اصلیش همیشه از من همینه. 

اصلا نپرسید چه خوابی دیدی. گفت بهش فکر نکن، یه خوابه دیگه.

ولی بچه‌ها باز هم اون خوابو دیدم. یک هفتهٔ کامل. هر بار دنبالم میگشت و حالش خیلی بد بود و قلبم توی خواب انقدر میگرفت که از خواب میپریدم و میدیم تمام بالشم خیسه 😭

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792