2821
2789

از بچگی تو ی خونواده داغون بزرگ شدم 

مادری ک سرکار میرفت ولی هیچی تز زندگی  و خونه داری بلد نبود هیچی 

انقد بیشعور بود ما هر وقت از مدرسه میومدیم خونه نهار نداشتیم بخوریم وای ک چقد تخم مرغ نیمرو میخوردیم 

هیچی بارش نبود هیچی 

عملا با هیچ کس رفت و امد نمیکرد با هیچ کس خداشاهده من بعد از عقدم برادرشوهرم بهم گفت ملاقه رو بده نمیدونستم چی رو باید بدم بهش سریع خودمو زدم ب حالت تهوع رفتم دستشویی 

همیشه بهم میگفت تو هیچی نیستی هیچی نمیشی 

وای روزای ک زایمان کرده بودم تو دی ماه شلوار بچه رو در میاورد اونم تو حیاط  ک مثلا افتاب بگیره بچه ام ذات الریه کرد و....

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

دانشگاه دولتی روزانه بهترین رشته مهندسی قبول شدم 

ولی همیشع میگفت تو هیچی نیستی تو هیچی نمیشی 

انقد زد تو سرم ک تو هیچی نیستی 

بچه ام کوچیک بود میگفت من بچه ات رو نمیگیرم ک بری دانشگاه بشوهرم میگفت نزار بره 

خلاصه انقد زر زد تا انصراف دادم

یعنی من هر کاری خاستم انجام بدم یا نمیزاشت یا تحقیرم میکرد 

تو هیچی نیستی 

تو هیچی نمیشی 

خاستم برم خیاطی نزاشت بجاش خواهرمو فرستاد ک اونم چون علاقه ای نداشت موفق نشد 


2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز