2777
2789
عنوان

مادرشوهرتون چند وقت یکبار میاد خونتون؟

| مشاهده متن کامل بحث + 2265 بازدید | 86 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خیلی منو اذیت کردن یعنی اگه چند تا نمونه‌شو بگم واقعاً گریه می‌کنی و حالم هیچ وقت یادم نمیره برای خر ...

میفهممت 

خودم بدتر از اینا رو ازش شنیدم و حستو کاملا درک میکنم عزیزدلم

دو سه ماه یه بار با دعوت

ذهن هاي بزرگ درباره ي ايده ها صحبت مي کنند، ذهن هاي متوسط درباره ي رويداد ها حرف مي زنند و ذهن هاي کوچک درباره ي ديگران! هرکه را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست ، بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقي می‌کند.. هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران جانم فدای اسلام جانم فدای قرآن  حزب الله پیروز است اسرائیل نابود است
من قطع رابطه کردم ونمیرم اونا ول کن من نیستن

ببین مادر شوهر و خانواده شوهر منم همینجوری بودند تا دو سه سال واقعاً هر مناسبتی می‌شد هر چیزی می‌شد هی بلند می‌شدن تند تند به شوهر من زنگ می‌زدن به خود من نه فقط به شوهرم چرا نمیای چرا رفت و آمد نمی‌کنی نمی‌دونم مامان مریض شده بابا فلان شده دلشون تنگ شده بچه‌های ما دلشون تنگ شده تو واتساپ اینور و اونور پیام می‌دادن عکس می‌فرستادن یه روز آخر خودم گوشی رو برداشتم شوهرم دقیقاً کنار من وایساده بود برگشتم به خواهر شوهرم گفتم من چیکار بکنم شما رو توی زندگیم نبینم برگشت گفت این چیزا به داداشم مربوطه گفتم داداشت دقیقاً کنار من وایساده می‌خوای گوشی رو بدم بهش ازش بپرسی گفت بده بعد اینکه گوشی رو دادم شوهرم شوهرم گفت لطف کنید از زندگی منو فروخت برید بیرون و از اون روز دیگه من هیچ خبری ازشون ندارم

وقتی پیام دادی و جوابتوندادم بدون ترجیح دادم بامغززنگ زده ات  بحث نکنم چون فهمیدم با خوک نمیشه کشتی گرفت پس پیام ات بی جواب موند بدون از چیه ...
خیلی منو اذیت کردن یعنی اگه چند تا نمونه‌شو بگم واقعاً گریه می‌کنی و حالم هیچ وقت یادم نمیره برای خر ...

من چی بگم گلم که مادرشوهر حتی نذاشت یک بار برای خرید قبل عروسی با شوهرم تنها برم یه روز قرار بود برام مانتو بخره قبل عروسی خواهر شوهر و مادر شوهرم هم اومدن به مانتوی زشت انتخاب کردن گفتن این خوبه منم قهر کردم حتی لباس عروسم رو هم زنیکه عقده ای خودش انتخاب کرد نذاشت من برم 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو کردی با ما      تو بمان و دگران وای به حال دگران

البته مادرشوهرم اولای ازدواجمون هر هفته میومدن میدید خوب ازش پذیرایی میشه و همه چی توو خونمون هس بعدش شوهرمو پر میکرد چشم دیدن اینو نداش که ما خونمون خوراکی هس!من مثلا توو رفاهم!(از من بدش میاد)

بعد چن ماه دیگه نتونست تحمل کنه نیومدن😑

مام اولا تعارف کردیم بیاین

دیدیم اونا بحث و عوض میکنن دیگه نمیگیم


من که خبرمرگش حتی برا زایمانم نیومد پنج ماه زایمان کردم میخام سرش به سنگ بخوره البته منم یادگرفتم که بهشون کامل بی احترامی متقابل کنم 

فدای چهارتادخترام😍قربون سه تاپسرام😍دورهفت تاتون بگرده مادرتون😍

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  17 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  17 ساعت پیش