یه داداش داره با بچه های کلا بکن (bekan)هستن
اومدن به مامانم گفتن قرعه کشی بنویسیم
همون اول به مامانم گفتم پیش اینا قرعه کشی ننویس
هم خودت اینارو میشناسی هم من
اینا پول خودشون رو برمی دارن دیگه تو بمون و پولی که دادی و هیچی بهت ندادن
خلاصه این پاشده قایموشکی من نوشته
اینا هم همه ی نوزده تا قرعه رو اول انجام دادن
مامانم یکی برجه چهار براش در اومده یکی دوازده(دوتاش سال دیگه)
بعد نفرات اول پسر داییم باباش اون یکی پسر دایی و دختر داییم
دلم میخواد موهای خودمو بکنمممممم
انقد جیغ جیغ کردم که چرا دادی گفت دیگه چهار میلیون دادم نمیشه کنار بکشم
اینم بگم کلا امور مالی محل کار مادرم حتی با منه
دسترسی کامل به حساباش دارم
پولای اصلیش هم تو سپرده ی منه
میپرسید چرا
چون اگه پول تو دستش باشه میده به خانوادش
حالا چه قرض چه هدیه
اینجوری از حساب من نمیده
یعنی خودش به این نتیجه رسید که دست خودش نیست و اگه پول داشته خانواده اش بگن بده میده
حالا بگید چجوری این زن رو از قرعه کشی بکشم بیرون