ولی هنوز یه نفر دیگه مونده
کسی دوسن داشتم زیاد و خاتواده اش اومدن
حتی فکر می کردم که دیگه تموم هست و عروسشون شدم
ولی مشکلی برام چشام پیش اومد
و عمل کردم 😔
اونا هم منو نخواستن دیگه
و رفتن براش زن عقد کردن
و تازه زنگ زدن منو هم دعوت کردن😔نرفتیم
شیرینش رو آوردن و زخم دلم زدن
بچه دار شد اومدن زخم زدن
هزارتا چیه دیگه باهام کردن و گفتن و رفتن
چقد گریه کردم و شکستم که صبح بلند شدم زیر چشام چروک افتاده بود تو اوج جوونی !!
هنوز این مونده رو دلم
منم منتظرم
خیلی آه کشیدم
ولی فقط خودمو آزار آزار دادم
نمی دونم تو قبر چجوری می خوابن اینا بگو از خدا و داداگاه عدل الهی نمی ترسید!!