مادر شوهر من جلوی شوهرم همچین از دختراش تعریف می کرد که نگم برات....
حالا دختراش هم هیچ هنری ندارند نه تحصیلات نه هنر فقط کارای کوچیک اونا بزرگ جلوه می داد ومدام ازدختراش تعریف می کرد ومی گفت همه می گن عروسات بی هنرن
حالا من لیسانس دارم شاغلم و نویسنده
جوری رفتارمی کردند وخودشون ازمن بالاتر می دونستند که اعتمادبه نفسم ازدست داده بودم دیگه کم کم باهاشون قطع رابطه کردم دخترای هنرمندشم دوتاش طلاق گرفتند ورو سر هوو رفتند