تصور کن حامله ای بعد زنگ میزنن برای شام دعوتتون میکنن
شب میسه،بلند میشین با شوهرتون یه جعبه بزرگ از گرونترین شیرینی که تو قنادی وجود داره میخرین میبرین اونجا
شما چندساله عروس اون خانواده هستین و از همه خلق و خو ی شما خبر دارن و میدونن شما کله پاچه نمیخورین و از قضا دو نفر دیگه هم تو اون خانواده از کله پاچه متنفرن و تو این چندسال اونا هر وقت کله پاچع میپختن یه نون و پنیری چیزی هم کنارش میاوردن سر سفره برای اونایی که کله پاچه نمیخورن
خلاصه میری اونجا میبینی شامشون کله پاچه هست
پا میشی میری کمکشون میکنی سفره رو بچینن
وقتی سفره چیده شد شوهرت میگه فلانی(شما) که کله پاچه نمیخوره
اونا هم میگن عههههههه اخی نمیخوری؟!!!!!!خب بیا برو تو اشپزخونه برا خودت سیب زمینی سرخ کن
خلاصه تو هم میری اونجا یه سیب زمینی خورد میکنی سرخ میکنی وقتی اماده شد میبینی اونا غذارو خوردن و سفره هم جمع کردن و وایسادن دارن ظرفارو میشورن(با اینکه همیشهههههههه غذا خوردنشون سه ساعت طول میکشید و بعد غذا خوردن هم دو ساعت همینجوری سر سفره میشنستن تعریف میکردن و حرف میزدن بعد که غذاشون هضم میشد پا میشدن سفره جمع میکردن)
خلاصع بعد غذا هم یه چای درست میکنن و شیرینی هایی ک شما خریدین رو هم چندتا دونشو به اندازه تعداد افراد گزاشتن تو ظرف و هم میارن و دقیقاااا از اونطرف جمع(طرف مخالف شما) شروع میکنن به تعارف کردن شیرینی و چایی و وقتی به شما میرسه فقط یدونه شیرینی داخل ظرف مونده(ما معمولا اینطور مواقع خوراکیارو اول جلو خانم باردار میگیریم تا اونی که خودش دوست داره رو انتخاب کنه و برداره)
شما بودین واکنشتون چی بود اون شب؟؟؟؟؟؟