2777
2789
عنوان

خودکشی 💔

1052 بازدید | 69 پست

سلام من از شب یلدا به بعد کلا تو خونمون دعواس مامانم با بابام من با مامانم امتحان ترمم هست ولی اصلا تمرکز ندارم هیچی نمیتونم بخونم و با اینکه تک فرزندم ولی شرایط زندگی تو خونه ما سخته مامانم خیلی منو کنترل میکنه نمیزاره هیچجا برم هر جا میرم یواشکی داره تعقیب میکنه خسته شدم مدام دارم به خودکشی فکر میکنم خودش هم امروز میگفت بمیری راحت شیم بابام خیلی به خاطر من داره عذاب میکشه من نمیتونم ببینم یه نفر به خاطر من اینجوری باشه 20 سال عمر بابام رفت لااقل بقیش پای من نره بمیرم شاید همه راحت شن میدونم حرفام بچگونه هست و شاید دارم از رو هیجان حرف میزنم ولی خودکشی رو من خیلی ساله انگیزش دارم ولی ترس از آبروی خانوادم دارم وگرنه هیچی ندارم که به دنیا وصلم کنم هیچکی منو نمیخواد از اول بچگیم تو خونه ما دعوا بوده از وقتی که یادمه همیشه حرف و طلاق و اینا بوده من مطمئنم با این وضع پیش برم هیچی قبول نمیشم مامانم خودش گفت هیچی قبول نشدی هم خودمو میکشم هم تو برو خودتو بکش و کاملا هم جدی داشت حرف می‌زد و نمیدونم چیکار کنم خسته شدم این روزا اینقد دارم فکر میکنم که مدام یه طرف سرم درد میکنه دستم خشک میشه اصلا مغزم نمی‌کشه دیگه هیچ انگیزه ای برای ادامه ندارم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب به مامانت بگو‌مادرجان تو‌ و شوهرت منو انداختین این دنیا، بعدم دایم دعوا داشتین من از دست شما افسردگی گرفتم ، حالا من بمیرم که شما راحت شین!!!!!؟؟؟؟؟

نه تو برو خودتو بنداز پایین از بالا بوم تا ما راحت شیم ، مگه تقصیر منه زندگی منم خراب کردین طلبکارم هستین

اتفاقا باید انگیزت برای درس خوندن بیشتر بشه ان شاءالله شهر دیگه دانشگاه قبول بشیر بری چند سالی از دس ...

اینم تو فکرم هست ولی میترسم قبول نشم اصلا تمرکز ندارم میخوام یه زندگی خوب دور از اونا بسازم شاید تنها تر از الانم باشم ولی آزادم دیگه نگران این نیستم یکی مثل سایه دنبالم باشه 

عشقم خودکشی چرا🥺🥺🥺

تو خیلی جوونی خیلی کارا مونده انجام بدی

تروخدا دیگ این خرفو نزنیا

من ی دوست داشتم اینما سن تو بود ی روز اومد تاپیک زد خودکشی میکنم 

باور نکردم اخرش ک رفت منو خیلی سوزوند هنوزم شبا خوابشو میبینم

توام مطمئن باش عزیزات خیلی خیلی خیلی ناراحت میشن ازین بابت و خیلی ارارشون میدی ...علاوه بر اون روح خودتم عمیشه تو عذابه

یکم ریلکس کن نفس عمیق بکش...

دنیا ک ب اخر نرسیده عزیزم مطمئنم میتونی ی فکری کنی واسه این مشکلاتت

ولی تو ارامش ن اینجوری🥺

منم کلی درد دارم ولی نمیزارم هیپوقت فکرم سمت خودکشی بره...از  حال اجیم میترسم ک جونش ب من وابستس...از قلب مامانم

فقط من اصلیم! بقیه ملوسکا پس از من ساخته شدن😌💅

خب به مامانت بگو‌مادرجان تو‌ و شوهرت منو انداختین این دنیا، بعدم دایم دعوا داشتین من از دست شما افسر ...

از اول مامانم بابامو نمی‌خواسته هنوزم بعد گذشت این همه سال نمیخواد گوشش به این حرفا بدهکار نیست همین چند دقیقه پیش منو داشت تهدید می‌کرد که ناراحتی بیرونت میکنم قوانین خونه من اینه نمیتونی برو بیرون با ما زندگی نکن 

اینم تو فکرم هست ولی میترسم قبول نشم اصلا تمرکز ندارم میخوام یه زندگی خوب دور از اونا بسازم شاید تنه ...

چرا تنها اینقدر خوابگاه خوبه امیدوارم هم اتاقی ها و هم کلاسی های خوبم پیدا کنی عالی میشه

خب وقت هست از همین الان جدی بخونی قبولی

عشقم خودکشی چرا🥺🥺🥺 تو خیلی جوونی خیلی کارا مونده انجام بدی تروخدا دیگ این خرفو نزنیا من ی دوست ...

خب من تو زندگی فقط بابام بهم وابسته است مامانم یادش میره کلا دلش بزرگه یعنی اولش ناراحت میشه بعد یادش میره بابام ولی خیلی احساساتی من فقط و فقط عذاب وجدان بابام دیوونم کرده مدام خودمو مقصر میدونم به خاطر زجر هایی که کشیده به خاطر موهایی که ازش سفید شده به خاطر تحقیر هایی که از طرف مامانم شده شما یه راه بزار جلو من دیگه نمیدونم جی درسته چی غلط فقط میخوام به کاری کنم این عذاب وجدان ازم دور شه نگاه بابام میکنم دنیا رو سرم خراب میشه 

از اول مامانم بابامو نمی‌خواسته هنوزم بعد گذشت این همه سال نمیخواد گوشش به این حرفا بدهکار نیست همین ...

حالا تو سعی کن محل ندی به هیچکدوم ولی اونم غلطکرده.  

بگو‌منم به جرم کودک آزاری ازت شکایت میکنم ، اسمم تو‌شناسنامته …مگه دلبخواهیه بچتو‌ بیرون کنی. بگو میرم کلانتری ابروتم پیش همه میبرم.

حالا منم الان نمیخام قضاوت کنم مامانتو ، ولی واقعا خیلی بی رحمه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792