والاب خدااونقدرراحت شدم خداروشکرمیکنم ک جونمونجات دادم پسرشم همیشه پشت مادرش بودمیگفت هرچی اون بگه!تازه گاهی میدیدمادرش هوارمیکنه برمیگشت میگفت اصلانمیریم!منه بدبخت بااون همه ذوق میومدم لباسامودرمیوردم
یه ازدواج اشتباه کرده بودم امانخاستم تاوانشویه عمربدم وخودموتواین زندگی قربونی ونابودکنم.
توهم بسپارش ب خداولی اگه همسرت پشتت نباشه خیلی سخته