سلام. چون کاربر قدیمی ام نتونستم بااون کاربریم تاپیک بزنم مجبور شدم اینو بزنم. حرفاتون وااافعا برام مهم و ارزشمنده ممنونم از کمکتون❤
من از همسرم جداشدم دوتا بچه ۷و۳ساله دارم دست خودم هستن. ۲۸سالمه. اقایی مجرد۳۱ساله که امسال درسشون تموم میشه و پزشک عمومی میشن بهم درخواست ازدواج دادن. من گفتم من اصلااز بچه هام جدا نمیشم وایشونم قبول کردن. خیلی با شخصبت هستن و طبق برخوردایی که باهاشون داشتم تو ۶ماه متوجه شدم خیلی تفاهم داریم. احساس میکنم از لحاظ مالی خیلی اوکی نیس ک من مشکلی ندارم چون کار میکنیم و ایشونم گفتن تو فکر گرفتن تخصص هستن... من دو دلم. نیترسم گاهی میگم هیچوقت ازدواج نکنم باز میگم نکنه دارم اشتباه میکنم. میترسم با بچه هام ب مشکل بخورن. در ضمن خانوادشونم میدونن و راضی ان. انقد ک شوهر اولم اذیتم کرد و ۳۵بار خیانت کرد بهم. اذیت. فحش متلک دروغ پنهون کاری... برجی صد میلیون حقوقش بود اما برجی یک تومن ب خودم نمیداد و برا خونه بهترین چیزارو خودش میخرید میورد اما بمن هیچ پولی نمیداد سر کارم نمیشد برم بچه کوچیک داشتم. حالا نظرتون چیه چیکار کنم بااین اقا. گفتم ۱سال فرصت فکر کردن میخوام قبول کرده. بگم ن بگم اره. از مردا میترسم دیگ