2777
2789
عنوان

پسر بچه خیلی شیطون

355 بازدید | 42 پست

سلام خانوما من ی پسر خیلی شیطون دارم چهار سالشه خیلی کنجکاوره همش در حال ریختن وسایل اشپز خونه اس یا کشو ها بیشتر اسباب بازی هاشو خراب کرده انقد که دوست داره بازشون کنه همه چیشو ببینه جایی میریم همش همون کارای که تو خونه رو مکنه اونجام همون جوره 

راهکاری دارید برا این بچه ها 

ما خیلی اقوام نداریم که بریم پیششون ولی همونام که میان یا ما میرم اون لحظه فقط در حال اذیت کردنه 




آمد کنارم نشست، سرش را به دامنم گذاشت، پاهاش را دراز کرد و چشم‌هاش را بست: «کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.»سال بلوا

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

ببر مهد

مهد خیلی ازم دوره اصلا نمیتونه با بچه ها ارتباط بگیره 

آمد کنارم نشست، سرش را به دامنم گذاشت، پاهاش را دراز کرد و چشم‌هاش را بست: «کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.»سال بلوا

پسر کوچولویه من یک سالو ۷ ماهشه اینجوری شیطونکه🤣

عزیزم خدا حفظش کنه پسر من از اول خیلی شیطون بود

آمد کنارم نشست، سرش را به دامنم گذاشت، پاهاش را دراز کرد و چشم‌هاش را بست: «کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.»سال بلوا

کلاس های مختلف ثبت نام کن خسته بشه

اتفاقا تو فکر کلاس ژیمناستیکم ولی نمیدونم میمونه یا ن

آمد کنارم نشست، سرش را به دامنم گذاشت، پاهاش را دراز کرد و چشم‌هاش را بست: «کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.»سال بلوا

عزیزم ماشاالله باهوشه داداش منم همینطور کنجکاو بود داخل اسباب بازیاشو باز میکرد الان نابغس مخش

وای اصلا اعداد رو یاد نمیگیره ولی حتی ی شعرم بلد نیس😑😂

آمد کنارم نشست، سرش را به دامنم گذاشت، پاهاش را دراز کرد و چشم‌هاش را بست: «کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.»سال بلوا

پس مشکل داذه از کار درمانی کمک بگیر چجوری میخواهی بفرستی مدرسه ناراحت نشیا حتمن پیکیر باش گنا ...


ن بابا ناراحت چرا😁اومدم راهنماییم کنین ببین با چند تا از اقواممون که دوریم خیلی خوب بازی میکنه هر بار میبینتشون اما همون بازیشم با جنب و جوشه دوست داری تو بازیاش شیطنت کنه

آمد کنارم نشست، سرش را به دامنم گذاشت، پاهاش را دراز کرد و چشم‌هاش را بست: «کارم از تکیه گذشته. دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.»سال بلوا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز