بچها مامان بزرگ دختر خالم وقتی حدود ۴۰ سالش بوده شوهرش فوت میشه و یک ماه بعد هم پسر جوونش که ۲۳ سال داشته تصادف میکنه و فوت میشه این زن خیلی سختی کشید از اونموقع که من بچه بودم تا همین حالا ها هروقت میدیدمش گریه میکرد برای داغ بچش، شبا قاب عکسشو بغل میکرده میخابیده،مثلا یه وقتایی میرفتیم خونشون همش از خاطرات پسرش تعریف میکرد گریه میکرد برا همینه میگن داغ بچه هیچوقت فراموش نمیشه.
۷۰ سال داشت و این اخریا خیلی مریض شد تا امروز فوت شد و دقیقا کنار پسرش خاکش کردن
عاشق به معشوقش رسید به نظرم امشب خوشحالترینه که با بچش و شوهرش دیدار کرده و بلاخره پسرشو بغل کرده میگفت دلم میخاد بغلش کنم .
به نظرم اینکه بمیری و عزیزات رو اون دنیا ببینی خیلی حس خوبیه بعد کلی دلتنگی .
برای شادی روحش یه صلوات بفرستید.
مثل این عکس که چقد حس خوبی داره
