2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

برای اینکه اتفاقای خوب برات پیش بیاد باید خودت رو در معرضشون قرار بدی


💙عضو گروه مانکن های زیبا 💙گروه آبی💙وزن فعلی۶۷💙وزن هدف۵۹💙قد۱۶۵💙پایین ترین وزنی که تا حالا تجربه کردم ۶۱هست برای همین وزن زیر ۶۰برام‌ مث یه رویاس🥹دوس دارم ببینم مینای ۵۹کیلو چه شکلیه😅💙سرگروه @آسمان_دریا

من کسیو میشناسم که بالای ۳۵ سالش هست و از ازدواج به شدت ناامید شده بود و همیشه میگفت یعنی میشه یکی پیدا شه_البته این بنده خدا یه مشکل جسمی کوچیک هم داره_ ولی الان با شوهرش آلمانه، همسرش اونجا زندگی میکرده و میخواسته از ایران زن بگیره و‌ متوجه میشه این خانوم که از همکلاسی های قدیم دانشگاهش بوده هنوز مجرده و چون یه شناختی هم از قبل نسبت بهش داشته براش کیس معقول تری بوده

اینو تعریف کردم بدونی قسمت چه چیز پیچیده ای میتونه باشه.

  اگر شما دنبال یه معلم زبان حرفه ای هستی و دوست داری پیشرفت کنی خوشحال میشم بهم پیام بدی.
اره ولی خواستگار خوب نیست

توقعات و بیار پایین..

اولویتو بذار روی شخصیت و خانواده و اوضاع مالی.

نه بی پول باشه...نه توقع یه فرد ثروتمندو داشته باش.

قطعا بعدا اوضاع مالی بهتر میشه،، اما اخلاق و شخصیت نه❤

ازدواج تو این سن عالیه چون نتیجه همونی ک همیشه دلت دنبالش بوده

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792