البته آبروی خودم نرفته آبروی دخترعموم رفت..
رفته بودم خونشون بعد دقیق یادم نیست کی ولی یکی از فامیلای نزدیکمون تازه اومده بودن شهر ما بعد این دخترعموم بهم گفت اره فلانی هیچی سوغاتی نیاورده واسم (انگار فکر کرده بود بخاطر سوغاتی اومدم خونشون🤦♀️)
پسرش چند لحظه بعد بدو بدو رفت سراغ کمد آشپزخونه یه پلاستیک رو دقیقا انداخت جلوی من اونم پلاستیک چی!!!
توش کلی سوغاتی و خوراکی بود
دخترعموم چنان قرمز و خجالت زده شد که نگم
سریع برش داشت و برد
اصلا انتظار چنین حرکتی ازش نداشتم 😂😂 بخدا چشمم به سوغاتی اش نبود اصلا بفکرش نبودم 🤦♀️😂