2777
2789

البته آبروی خودم نرفته آبروی دخترعموم رفت..

رفته بودم خونشون بعد دقیق یادم نیست کی ولی یکی از فامیلای نزدیکمون تازه اومده بودن شهر ما بعد این دخترعموم بهم گفت اره فلانی هیچی سوغاتی نیاورده واسم (انگار فکر کرده بود بخاطر سوغاتی اومدم خونشون🤦‍♀️)

پسرش چند لحظه بعد بدو بدو رفت سراغ کمد آشپزخونه یه پلاستیک رو دقیقا انداخت جلوی من اونم پلاستیک چی!!! 

توش کلی سوغاتی و خوراکی بود 

دخترعموم چنان قرمز و خجالت زده شد که نگم

 سریع برش داشت و برد


اصلا انتظار چنین حرکتی ازش نداشتم 😂😂 بخدا چشمم به سوغاتی اش نبود اصلا بفکرش نبودم 🤦‍♀️😂


دختر خالم با یه شرت قرررمز اومد وسط مهمونا ک مرد و زن بودن گفت مامان من از اینا داره  

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که بر من نوشته شد به خاطر پرخاشگریم با تو در هنگام نرسیدن روزی و به خاطر رفتن از در خانه ات به سوی بندگانت همراه با تضرع واظهار خضوع و کوچکی در نزد آنان درحالی که کلامت  را در کتاب متینت به گوشم رسانده بودی که ”آنان برای پروردگارشان اظهار خضوع و تضرع نکردند ًپس بر محمد و آل محمد صلوات فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792