دو روز بود که بیمار شده بودم .
کفتگی شدید بدن .
و درد شدید و سنگینی بیش از حد سرم .
فک میکردم چن تا وزنه از سرم اویزون کردن.
وقتی سجده میکردم این سنگینی چنان فشار میاورد به سر و گلوم که غیر قابل تحمل بود.
دیشب دل و زدم به دریا .
قبل خواب قطره مرزنجوش ریختم تو بینی.
چنان وحشتناک میسوختم که فک میکردم مث اژدها همون لحظه آتش پس میدم.
بی اختیار اشک میریختم و خودمو فحش میدادم.
نزدیک ۱۵ دقیقه مث مرغ پرکنده شده بودم.
از بینی هوا رو میکشیدم از دهان میدادم بیرون🤣🤣🤣
چون از همونجا میدادم میسوختم.
بالاخرا بعد ۱۵ مین کم کم اروم شدم.
و صب تمام ترشحات سینوسی سینوزیت .گلو و...
هر چی بود کلی تخلیه شد.
الان کوچک ترین دردی هم ندارم .انگار نه انگار.
البته اینم بگم من کلا دکتر نمیرم .
با دمنوش و این چیزا درمان میکنم.