2821
2789
عنوان

شوهرم نمیزاره...

479 بازدید | 28 پست

سلام خانما من هنوز تو عقدم و فردا قراره با مامانم اینا بریم روستا خونه مامان بزرگم و کنار روستای مامان بزرگم اینا روستای همسرم هست که سر راه خونه مامان بزرگم ایناس 

همسرمم رفت سفر کاری اصفهان 

و بهم میگه که حق نداری بری خونه مامان بزرگت اینا نمیزاره که برم و شرط گذاشته که اگه رفتی باید شب بری روستای ما خونه ما بخوابی اونجا نمونی😐منم گفتم نه نمیرم من میرم مهمونی خونه مامان بزرگم نمیرم که خونه شما توهم اونجا نیستی من نمیرم در ضمن من با مامانم تنها میرم به کی بگم منو ببر خونه مادرشوهر و خلاصه بحثمون شد الان نمیزاره برم کیا شوهرشون اینجوریه راهکار بدین من باهاش چیکار کنم روانیم کرده هیچ جا نمیزاره حتی نمیزاره تنهایی بیرونم برم 😣

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یا برید مشاوره درستش کن

یا تا عمر تحملش کن

یا بذارش کنار

اگر مذهبی افراطی هستید ریپ نزنید نظر منو نظرات من طبق دین نیستن شامل همه انسان ها میشن البته از نظر خودم ممنون😆الان دیگه کاربری دست خودمه فقط(رها)🥰6 اسفند 1402 بهترین تاریخ زندگیم بود پسر عزیزم دنیامو شیرین و رنگی کرد😍❤️

از این حالت های جوگیر ی مردا اول ازدواج 

شما به ایمان ما ، به اقتدار ما ،به نترس بودن های ما ،به غصه و لباس مشکی های ما، به دغدغه های ما، به توانایی های ما، به شعارهای ما، به کودکان ما، به هر آنچه هستیم بی احترامی و حسادت میکنید و افسوس برای شما که ما زندگی میکنیم و به پیش میرویم و از شما جز نظاره به ما و بی احترامی چیزی بر نمیآید ، به خودتان نگاه کنید شبیه جسم ناقص و زمینگیری شده اید که از شدت ناتوانی به بچه های سرمست از بازی دشنام میدهند 💚 تو کپی کوچکی از معشوقه ات هستی❤️.تمام زندگیم این بود = محبت حضرت علی (ع)❤️توی این دنیا زندگی خوب فقط برای کسایی بود که طالعشون به امامشون گره خورده بود ❤️یا مبدل السیئات بالحسنات... طالع من رو هم به امام زمانم گره بزن ❤️

ببین همین اول یه جوری وا نده که فکر کنه هر چی بگه تو بگی چشم...تا اخر عمرت باید اجازه بگیری..بگو من رفتم خونه مادربزرگم تمام...شوهر من از اول گفتم چشم تا الان ۱۶ساله که باید بگم بهش چشم

پنجمین کاربری از سال ۸۹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792