2777
2789
عنوان

مادرم میگه شوهرم بددله

675 بازدید | 47 پست

بد دل یا ی چیزی شبیه ب شکاک 

میشه بدونم ویژگی این مردا چیه؟ 

آخه فردا جایی دعوت بودیم چون خودش نبود گفت نرو 

خانواده ام دعوت نبودن ولی داییم اینا دعوت بودن میخواستم با اونا برم 

و بهم گفت بدون من جایی نرو ب جز ی سری استثناها


آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

با همسرت حرف بزن و ببین حساسه یا چی

حرف مادرتم گوش نکن. اطرافیان رو آدم تاثیر میذارن حواست باشه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

با این یه مورد نمیشه نظر داد 


اگه مستقل بشی منتظر نمیشی یکی واست کادو بخره، خوشحالت کنه!🎁💐                          مستقل که باشی اگه مثل یه ملکه باهات رفتار نشد، میتونی خودت ملکه خودت باشی! 👸🏻👑
چه ربطی داره

نمیدونم... خودمم متوجه نشدم چون ب نظرم ربطی نداشت و حرف شوهرم درست بود 

از طرفی ی هفته ای میشه خونه بابامم گفت دیگه میام دنبالت برگرد 

راهمون دوره بعد عروسی اولین باره برگشتم خونه بابام خودش کار داشت نیومد(سرکار بود)

آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

منم بد دلم چون میگم نباید بری 😐

😅من حرف شوهرمو قبول دارم ولی خب تیری بود در تاریکی 

با دختر داییم همسنیم گفتم برم بهم خوش بگذره ولی گفت ن منم گفتم نمیرم ب بقیه ی دلیل دیگه رو گفتم ب مادرم حقیقت رو اونم اینو گفت 

آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

وقتی خودت این حسو نکردی تا حالا اذیتت نکرده یعنی بدبین نیست


مادرت برعکس بقیه مادرا به جای اینکه دلگرمت کنه به زندگی انگ میچسبونه به شوهرت


دفعه بعد به مامانت بگو مامان دوست ندارم پشت سر شوهرم بد بگی اذیت میشم

زوجین حسودن دوست دارن باهم برن جالب نیس شما با داییت بری جایی ک نه خانوادت هست ن همسرت

آره فقط خانواده دایی بودن 

دختر داییم همسن منه 

نمی‌دونم ذهنم درگیر شد گفتم ببینم دیگه چ ویژگی هایی دارن این مردا

تا اگه بددله بفهمم

آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

با همسرت حرف بزن و ببین حساسه یا چی حرف مادرتم گوش نکن. اطرافیان رو آدم تاثیر میذارن حواست باشه

چطور حرف بزنم؟میشه لطفا راهنماییم کنی؟

قبول دارم شوخی شوخی ی حرفایی میزنن بقیه خیلی رو ذهنم تاثیر می‌ذاره 

حتی گاهی ممکنه بین خودم و شوهرم تنش ب وجود بیاد

آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

😅من حرف شوهرمو قبول دارم ولی خب تیری بود در تاریکی  با دختر داییم همسنیم گفتم برم بهم خوش بگذ ...

مادرت کاملا اشتباه گفته مادرتون زیاد اهل خیر و صلاح نیست عین مادر شوهر منه کلی حرف بهم میزنه از سر دلسوزی یجورایی توهین میکنه ک چرا به پسرم سخت نگرفتی طلا بزرگ بخری عقد مراسم بگیری کلی کلیپ های متنوع پر کنی و خرید گرون حالا جالبی میدونی چیه شوهر من اون تایم نداشت ک پول گل و شیرینیش قرض گرفت اگه من سخت میگرفتم منو اصلا نمیگرفت🤣آخه پولش کجا بود کلا درک نداره هرچی خواهر شوهرم میگه خداتو شکرکن عروست بچت نبرده طلا فروشی دست رو چیز بزرگ بزاره میگه اشتباه کرده 😐حالا عقلانی کارمن درسته ها ولی خب...

حق داشته بنده خدا خب آخه با دایی؟!  منکه دوست ندارم بدون من جایی بره مطمئنا اونم خوشش. نمیاد ...

درسته قبول دارم 

چون راهمون دوره و پیشم نبود و مقدور نبود بیاد گفتم با خانواده دایی برم

مثل اینکه درخواست من از ریشه مشکل داشته 

ممنونم ازت

آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

وقتی خودت این حسو نکردی تا حالا اذیتت نکرده یعنی بدبین نیست مادرت برعکس بقیه مادرت به جای اینکه ...

آره‌واقعا تاحالا این حس رو بهش نداشتم

ب من اصلا شک نداره

درسته ی حساسیت های داره ک ممکنه هر مردی داشته باشه ولی خب ب حدی راحتم ک اگه خدایی نکرده کسی اذیتم کنه حرفی بزنه از حد خودش بگذره بهش بگم بدون اینکه بترسم بهم شک کنه یا ... 

 

آره شوخی شوخی خیلی مسخره اش می‌کنه...سر همینم ی بار یکم باهاش بحثم شد...

آقایون درخواست دوستی ندید،خجالت بکشید! واقعا نمی‌دونم چی صداتون کنم چون حیف اسم آقا برای شماها!!!!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز