بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
حرف مادرتم گوش نکن. اطرافیان رو آدم تاثیر میذارن حواست باشه
به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هرجا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم. گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند. و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشدجون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
😅من حرف شوهرمو قبول دارم ولی خب تیری بود در تاریکی با دختر داییم همسنیم گفتم برم بهم خوش بگذ ...
مادرت کاملا اشتباه گفته مادرتون زیاد اهل خیر و صلاح نیست عین مادر شوهر منه کلی حرف بهم میزنه از سر دلسوزی یجورایی توهین میکنه ک چرا به پسرم سخت نگرفتی طلا بزرگ بخری عقد مراسم بگیری کلی کلیپ های متنوع پر کنی و خرید گرون حالا جالبی میدونی چیه شوهر من اون تایم نداشت ک پول گل و شیرینیش قرض گرفت اگه من سخت میگرفتم منو اصلا نمیگرفت🤣آخه پولش کجا بود کلا درک نداره هرچی خواهر شوهرم میگه خداتو شکرکن عروست بچت نبرده طلا فروشی دست رو چیز بزرگ بزاره میگه اشتباه کرده 😐حالا عقلانی کارمن درسته ها ولی خب...
وقتی خودت این حسو نکردی تا حالا اذیتت نکرده یعنی بدبین نیست مادرت برعکس بقیه مادرت به جای اینکه ...
آرهواقعا تاحالا این حس رو بهش نداشتم
ب من اصلا شک نداره
درسته ی حساسیت های داره ک ممکنه هر مردی داشته باشه ولی خب ب حدی راحتم ک اگه خدایی نکرده کسی اذیتم کنه حرفی بزنه از حد خودش بگذره بهش بگم بدون اینکه بترسم بهم شک کنه یا ...