اصلا بددل نیس تازه آدم عاقلیه حتی بیشتر از مامانت
من شوهرم آزادی تمام بهم داده یک دهم ازاین آزادی خونه بابام داشتم ولی الان آزادم اما با خواهر شوهرم اجازه بیرون شهر رفتن ندارم مسافرت ندارم بدون اون خونه تک طائفه خودش یا خواهرش نباید برم دلیل برا همش داره میگه دوتا زن اتفاق های زیادی وجود داره ک بیافته بوده رفتیم سر صحنه تصادف مردم طلاشون بردن زن لخت شده چیزی نیس روشون بگیریم ماشین خراب میشه مرد میاد سمت شون شب باشه بدتر
مسافرت حسودیش میشع میگه باهم بریم خودشم تنها نمیره جایی
خونه فامیلا هم چون شوهرم خواهان زیاد داشته میخواد تیپ بزنیم جفتی کنار هم بریم اینطوری انگار بهم اهمیت میدیم اونطوری انگار واسمون مهم نیس بی اهمیت فقط مزدوج شدیم