2789
عنوان

اونایی که بیدارن بیان یه خاطره از خواستگاراشون تعریف کنن💙🤩

| مشاهده متن کامل بحث + 4828 بازدید | 221 پست

یکی از خواستگارم بعد جلسه چهارم مامانش زنگ زد گفت ک پسرم میگه قسمت نیست 

در صورتی ک توی جلسه چهارم هی ب من میگفت مامانم زنگ میزنه جواب منفی ندی ، همین الان جوابمو بده و...



هیچ وقت نفهمیدم فازش چی بود، که وقتی هنوز تصمیمش قطعی نشده همچین حرف های رو ب من میزد!


ما یه اینه قدی داریم رو به آشپزخونس طوری که قشنگ داخل آشپزخونه پیداست 

🥲داشتم شیرینی رو باز میکردم که با چایی اینا ببرم  بعد یه نگاه انداختم دیدم آقای داماد خیلی شیک نشسته داره به حرفای بقیه گوش میده 

منم شیرین رو باز کردم برداشتم عین این گشنه ها دو سه تا 🤣 گذاشتم تو دهنم یهو دیدم اقای داماد دارن نگاه میکنن😂 

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه بامی که پریدیم،پریدیم ...🍁🍃

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چ خفن🤣🤣🤣🤣🤣

شبیه سمندون بود نمیدونم چرا من قبول کردم بیان روز سوم حرف زدن گیر ب تیپم داد ب مشکل خوردیم🤣 بعدا هم کشف شد اندازه موهای نداشته و ریختع سرش دوست دختر داشت

من تو روزایی که داغون بودم گرمی اشکای گونم افکار پر پیچ و خم ذهنم آشفته حالی اعصابمو هیچکس ندید جز خودم. هیچکس بلندم نکرد جز خودم، پس به حرمت «خود خوبم» حتی اگه هزار بارم زمین بخورم بازم بلند میشم و بهترین موقعیت و میسازم😉😉😌🌜 آقایون درخواست دوستی ندید میفهمید؟؟؟؟

من پسر خاله مامانم خواستگارم بود و هست😂

عروسی داداشش بود

ما رسم داریم یک هفته قبل عروسی دخترای فامیل میریم خونه مادر داماد کمکش میدیم

بعد من صبح حنابندون خواب بودم توی اتاقش خواب بودم عجله داشت خواب و بیدار بودم منو که دید پتو ندارم پتو رو روم انداخت اروم با خودش میگفت سردش نباشه یه وقت و پوشید رفت😂🥲

ظهرش هم خاله بهش گفت رضا پاشو ثنا(دختر داییم)رو ببر حنا سفارش بدید یهو گفت مهسا پاشو بپوش بریم بگیریم سلیقت خوبه تو😂😂😂😂

حالا قیافه دختر داییم:🤨😐


اهای فلانی فره دوست دیرم⁦❤️⁩، مه سربازدم تو سردارمی،گیونم خرت کل چی نازارم،قلبم نذرد🥺A❤️Mعزیران کاربری دست دو نفره مهسا و ریحانه اول تاپیکا میگم کدوممونیم که اشتباه نکنید🙂⁦👍🏻⁩
😂😂

😑🤣

من تو روزایی که داغون بودم گرمی اشکای گونم افکار پر پیچ و خم ذهنم آشفته حالی اعصابمو هیچکس ندید جز خودم. هیچکس بلندم نکرد جز خودم، پس به حرمت «خود خوبم» حتی اگه هزار بارم زمین بخورم بازم بلند میشم و بهترین موقعیت و میسازم😉😉😌🌜 آقایون درخواست دوستی ندید میفهمید؟؟؟؟

من یه خاستگار داشتم مورد پسند مامانم هییییچ شباهت فکری فرهنگی مذهبی با من نداشت ...😂 زنک میزد با مامانم در مورد اعتقادات و. اینا حرف میزد. 

من دهنم وا میموند 😂ب مامانم گفتم ورش دار برای خودت چقد زد تو سرم یاذش بخیر😂

پسرم میکفت مادر چرا شبیه شما نیستن مادرو ببین دخترو بگیر  مگه نیس
کفتم نه نیس جدی😂 

منم شوهرم خیلیا دنبالش بودن وقتی اومد ازم خواستگاری کنه یه دختره که بشدت رو شوهرم کراش داشت دقیقا پشت سر ما بود ، وای طفلی مرد و زنده شد درحسرت شوهرم ....بمن پیام داد من عاشقشم و توروخدا قبول نکن ...😅🤦‍♀️منم به شوهرم گفتم قضیه اینطوره یه نفر دوست داره ...شوهرمم گفت متنفرم از اون دختر و طفلی دختره دهنش باز موند🤦‍♀️ماهم ازدواج کردیم

اون قسمتی ک گفتی ولی هیچی نگفت فقط قر میداد خندم گرفت😑😂 

من هیچ خواستگار رسمی ندارم😂😂 چون همشون وقتی حرف از خواستگاری میزنن همون اول جدی رد میشن و تموم🤣 

ولی یه خواستگار داشتم ک انقد پیگیر بود

دیگه همه اطرافیانم میشناسنش و حالشو ازم میپرسن😂😂😂

با مادرشوهرم رفته بودیم استخر، یه خانومی فکر کرد مادرمه، منو از مادرشوهرم برای پسرش که دکتر بود خاستگاری کرد 🤭🤭🤭🤭 بهترین حس دنیاااااا نگم براتون. مخصوصا وقتی مادرشوهرم برای بقیه تعریف کرد دیگه نمیدونید چه لذتی داشت

شبیه سمندون بود نمیدونم چرا من قبول کردم بیان روز سوم حرف زدن گیر ب تیپم داد ب مشکل خوردیم🤣 بعدا هم ...

همون بهتر ک قسمت نشدید خدا دوست داشته خواهر🤣🤣🤣🤣

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز