مادرم رفته خونه یکی از اقوام عیادتش ..میگه همسایشون رو دیدم سوار ماشین شد
میگه بهم یه جوری نگاه میکرد ...بعد دیروز خانمه جلومادرمو گرفته گفته چرا بدگویی دخترامو پیش اینا میکنی ..سریع قضیه ای که برا خواهرم پیش اومد هی به مادرم یادآوری میکرده که خدا بهتون نشون داده
مادرم یخ کرده چون میگه به قرآن قسم اصلا منوچه به دخترای این
مادرم میخواسته روبه رو بکنه خانمه نیومده و اصلا جواب گوشی مادرمم نداد ..الان حالش بد بود که چه معنی داشت بهم تهمت زد