. اون چیزای نمیخواستم کسی بفهمه ؛ رابطم با عشقم قبل از عقد کردنش بود .
بعد از عروسیش با خط جفتمون ،تماااام خاطراتمون رفت رو بلنگوی 3خانواده بزرگ ؛با تمام جزییبات ؛ بوسیدنا؛بغل کردنا و....
کجا بود چ جور بود ؛ همه چی با جزیییات .... همه فهمیدن .
اولین عشقم بود ؛اولین کارام بود؛همیشه آبروی همه رو حفظ میکردم ، حتی کسی ک علنا گناهشو فریاد میزد ....
تا اون موقع انگشت نامحرمی بهم نخورده بود ..... 11 ماه از اون کارها گذشته بود و دیگه قرار نبود تکرار بشه
اینم زندگی من ...