یکی از فامیلای دور داره میاد اینجا بره دکتر از قبل بهش گفته بودم سرکار هستم تا ۶عصر نمیام خونه و نمیتونم همراهیش کنم اگه خواست واسش اسنپ میگیرم. قرار شد کلید خونه هم بذارم پیش همسایه وقتی اومد بره بگیره پشت در نمونه. امروز داره میاد، از دیشب هی تلفن میکنه که زودتر بیا منو ببر دکتر بعدش بریم بازار خرید کنیم 😓 اعصابمو خورد کرده بهش هم چندبار گفتم نمیتونم زودتر برگردم. بعدشم اصلا درک نمیکنه من از ۷صبح رفتم سرکار جنازه دارم برمیگردم خونه. واقعا وضعیت بدی هست. متاسفانه به بی پولی هم خوردم یه قرون دوزار میکنم حالا این وضعیت میخواستم واسه شب غذا خودم درست کنم ولی مجبور بشم باهاش برم دیگه باید شام هم از بیرون بگیرم 😔
به خدا مهمون حبیب خداست ما هم خوشحال میشیم خونمون رفت و آمد کنن ولی توروخدا درک کنیم همدیگرو. نکنه مهمونی رفتن ما اسباب زحمت و ناراحتی بقیه بشه