2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خب بزارین از اولش بگم که عروسیم تو خونه بود یه جشن مختصر با ۷۰ تا مهمون😅 دقیقا شب قبل از عروسیم لوله ی آب محلمون ترکید ابو قط کردن و اومدن زمینو کندن همه جا شده بود گل و خاک و.. روز عروسیم مشکل اب حل شد ولی کل کوچه و .. شده بود عین روستاهای سیل زده😐

من به زودی مامان میشم بگووووو ایشاللاااااا😍💖

ما چون ماشین نداشتیم ماشین خواهرشوهرم اینارو ازشون خاستیم تزیین کنیم و.. اوناهم گفتن باشه ولی وقتی خواستم سوار ماشین بشم دیدم شوهرش پشت فرمونه و خودش جلو نشسته پیش شوهرش😐تا اخر هم همینطوری موند یعنی یه نفر پیدا نشد به اینا بگه پیاده شین خودمم نمیتونستم بگم چون اونا لطف کرده بودن ماشینشونو ماشین عروس کرده بودن برامون ولی خیلی ناراحت شدم

من به زودی مامان میشم بگووووو ایشاللاااااا😍💖

وقتی اخر شب رفتیم خونمون مهمونا اومدن بالا و تو خونه ماهم بزن برقص کردن و خانواده ی شوهرم حتی عمش!!! اصرار داشتن که شبو با ما بمونن😂که دست عمه و داییم درد نکنه گفتن مراسم تمومه دست و پاتون درد نکنه بفرمایید و اونا هم رفتن (اینم بگم بخاری وصل نبود اگه میموندن هم از سرما میمردن بخدا)

من به زودی مامان میشم بگووووو ایشاللاااااا😍💖

حالا مهمونا پاشدن رفتن و من موندم و شوهرم از خستگی داشتیم میمردیم واقعا من پاشدم برم تو اتاق خواب که دیدم در باز نمیشه نگو از قبل قفل کردن (چون جاری بیشعورم روزی که حهیزیه رو میچیدیم اومده بود و رو تخت خوابیده بود !! سمت ما خیلی عیبه رو تخت عروس و داماد بخوابی خودشم قبل از عروسی و تو همچین موقعیتی) خلاصه کلیدو پیدا کردیم انداختم رو قفل در که بازش کنم ولی کلید شکسسسسست!!!! زنگ زدیم بابام کلیدساز فرستاد و یه ساعت نشست قفل درو باز کنه بالاخره باز شد رفتیم تو اتاق😂😑



چشمتون روز بد نبینه ارایشگرم انقدر سنجاق زده بود رو سرم با اون تاج سنگینم انگار رو سرم یه کیسه برنج بود (از نظر سنگینی وگرنه خوب بود موهام) با هزار مصیبت خودم و شوهرم نشستیم دونه دونه اینارو بازکردیم و من خودمو انداختم حموم وای انگار از مرگ برگشته بودم

من به زودی مامان میشم بگووووو ایشاللاااااا😍💖

گشنه بودیم اما گوشیامون شارژش تموم شده بود و شارژ همرامون نبود خودمونم جون نداشتیم پاشیم غذا درس کنیم نون ایناهم نبود تو خونه دیگه بیخیال غذا خوردن شدیم گفتیم بخوابیم


من هرده دیقه یه بار از درد بدن و سر و چشمم بیدار میشدم اخرشم از حالت تهوع نتونستم بخوابم نگو کرونا گرفتم پاشدیم رفتیم درمونگاه

حالا تیپ خودمو شوهرمو نگا...شوهرم با کت و شلوار و کفش دامادی 😂من شلوار خونگی چارخونه با پالتو پوست 😂کفش هم نداشتم کفش عروسیمم که نمیشد بپوشم دمپایی بنفش و پاره ی طبقه پایینو پوشیدم و رفتیم😂درکنار هم خییییلی جالب بودیم دکتر و نگهبان درمونگاهم با چشای گرد و خنده نگامون میکردن😂خلاصه سرم و امپول و اینا زدیم و برگشتیم تو راه دیدیم یه جیگرکی کنار خیابون داره کم کم جم میکنه بره گفتیم جیگر داری گف اره دوتا سیخ گرفتیم با اون تیپ و قیافه نشستیم کنار خیابون رو جدول خوردیم انقددددد چسبید انقدددد چسبید

دیگه برگشتیم خونه و لالا و این شد شب عروسی ما .. از متفاوت ترین و شیرین ترین خاطره های شب عروسی😊درسته که اونموقه درد داشتم ناراحت بودم دوس داشتم مث همه یه شب رومانتیک داشته باشم اما الان اون روزا رو یاد میکنیم و کلی میخندیم 😍خدا خوشبختی و زندگی خوب و خاطرات خوشو نصیب همه  بکنه💖

من به زودی مامان میشم بگووووو ایشاللاااااا😍💖

برا این دردسرا استیکر چشم قلبی😍 گذاشتی؟ 😐

کل ذوقم کور شد😅 خوشبخت بشی عزیزم😚❤️

✌ همگام با تاپیک بامداد خمار💪  با همراهیِ دوست جونیا😍.  📎گروه آبی📎  وزن اولیه: ۸۴    وزن شروع دوباره😅: ۷۷  وزن کنونی: ۷۳.۸۵۰   هدف اول: ۷۴🔓🔑   هدف دوم: ۷۱🔒   هدف سوم: ۶۸🔒   هدف آخر😍: ۶۵🔒
برا این دردسرا استیکر چشم قلبی😍 گذاشتی؟ 😐 کل ذوقم کور شد😅 خوشبخت بشی عزیزم😚❤️

اخه الان خیلی حال میکنیم یادمون میفته😂

من به زودی مامان میشم بگووووو ایشاللاااااا😍💖
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز