2777
2789
عنوان

شوهرم منو پسرم رو به خونه راه نمیده

| مشاهده متن کامل بحث + 2909 بازدید | 74 پست

باز شش ماه با هم بودیم و اسفند 97 با پسرم اومدم خونه بابام که این موندن دو سال و نیم طول کشید 

مهریه رو گذاشتم اجرا و حضانت بچه که با خودم بود 

یک سری اتفاقات رو نوشتم توی تاپیکام خواستید بخونید 

بعد دو سال و نیم اومد دنبالم با خواهش با تمنا با گریه 

که من خوب شدم بیا 

اطرافیان و فامیل بهم فشار میاوردن که برو بخاطر بچه ت 

شوهرت سرش به سنگ خورده 

خرداد 1400 

برگشتم 

استخاره کردم خوب نیومد 

اصلا روحم جسمم راضی به برگشت نبود ولی باز بخاطر پسرم گفتم دوباره شروع کنم 


پیج خوشمزه من @angel__dessert

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

یک ماه اول خوب بود ...

ولی کم کم باز عصبی بودنش و اخلاقای گندش مشخص بود 

توی این یک سال و نیم باز روز به روز بهانه گیر و پرخاشگر شد 

همون ماه های اول برگشت یک روز صبح که بیدار شدم گفت گوشیم رو بزن شارژ

ولش که کردم دیدم 

یک پیام اومد از طرف یک خانم با مقنعه عکس پرسنلی مشخص بود از این معلم‌های حق‌التدریسی هست 

چون براشون کارهای ضمن خدمت انجام میده 

دیدم توی پیام نوشته شب بخیر عزیزم خوابت برد ❤️

پیج خوشمزه من @angel__dessert

کلی دعوا و جر وبحث شد 

می‌گفت اشتباه گرفته 

خجالت می‌کشیدم برگردم ...

موندم باز این بین خیلی وقتا مشکوک میزد 

تصمیم گرفتم بخاطر پسرم کر و کور لال بشم تا بزرگتر میشه 

توی دعوا ها کلی توهین و تحقیرم میکرد

پیج خوشمزه من @angel__dessert

مثلا می‌گفت چرا برگشتی 

مثل سگ سرتو‌انداختی پایین برگشتی ...

یا می‌گفت دو سه سال دیگه میندازمت بیرون بذار بچه بزرگ بشه 

البته گاهی دعوا به خانواده ها کشیده میشد 

ولی باز روز از نو روزی از نو

پیج خوشمزه من @angel__dessert

من معلم غیر انتفاعی هستم 

در کنارش پیج فروش دسر و سالاد و ...هم دارم ...

بارها شده بهم می‌گفت کلفت مردم هستی 

این در حالی بود هیچوقت اجازه نمی‌دادم کارم توی زندگیم تاثیر منفی داشته باشه 

همیشه غذا سر ساعت حاضر 

خونه مرتب و تمیز 

هم همسر داری هم بچه داری هم خانه داری عالی در حد خانمهای قدیم ...

ولی وقتی دعوا میشد پیش همه می‌گفت ما هیچی نمی‌خوریم غذا نمیپزه 

اله بله 


پیج خوشمزه من @angel__dessert

بخاطر پسرم هیچ نمیگفتم تحمل میکردم بلکه پسرم بزرگتر بشه 

ولی عمده مشکل ما ی چیز عجیب و غریبه 

نمی‌دونم الکی اینکار رو میکرد من عاصی بشم ترکش کنم 

یا واقعا اینطور بود 

وقتی میرفتم خونه بابام زنگ میزد می‌گفت دعا توی خونه پیدا کردم 

تو و مادر جادوگرت دعا به خوردم میدید ...

در حالی که اصلا دامون به این جور جاها نمیخوره

پیج خوشمزه من @angel__dessert

فک کن 

خوش و خرم 

یهو پیام‌میومد با بدترین فحاشی ها به من و مادرم و خانوادم

هر چی میگفتم مرد خجالت بکش دعا کجاست جادو چیه 

پیش همه هم می‌گفت ابرومون رو میبرد 😭



پیج خوشمزه من @angel__dessert

یکبار گفتم باید دعا ها رو ببینم 

شاید اصلا وقتی نیستیم کسی کلیدمون رو داره 

گفت دروغ گفتم دعا ندیدم 

ولی وقتی نیستید یکی گلوم رو فشار میده تا مرز خفگی میرم و برمی‌گردم 

یکبار از شدت ناراحتی رگش رو زده بود

پیج خوشمزه من @angel__dessert
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز