2777
2789

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

واییی از این جووووووون کشیده بدم میاد خیلی بدم میاد زیادم شنیدم خخخخ امروزم شنیدم تازه با قیافه ایی که داشتم بیشتر خندم گرفت میخواستم بگم بدبخت جونِ چی میگی صورتم پر از پشم و پیلی ابروها پر سبیل روسریم هم کج شده بود گرهش رفته بود بغل صورتم وسایل دستم بود و دنبال بچه تازه چادرم سرم بود بعضیاشون اُسگلن
تاپیک آموزش خیاطی لباس کودک آموزش خیاطی 1 ای غم آی غصه .... بله با شمام با خود شخص شخیص شما..... چخههه چخههههه پیشششتته پیشششششته
یه بار میخاستم عینک افتابی بخرم بعد یه مردک چمیدونم چی بود بعد هی ازم نطر میخاس برا عینک منم میگفتم چمیدونم...اخرم عینک نخرید برداشت به من گف حیف این چشما نیس بره پشت عینک...ینیا اونجا فقط خاستم بالا بیارم
سعدیا گفتی که مهر ش میرود از دل ولی...مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد
راهنمایی بودم هر روز صبح یه پسره با کاپشن قرمز تا مدرسه همراهیم میکرد اوج محبتش هم این بود تو برف بهم گلوله برفی پرت میکرد با خودکار قرمز هم نامه مینوشت مینداخت تو خونمون
24 شهریور.بهترین روز زندگیم.خدایا ممنونم
یه بارم چادر سرم بود تو دانشگاه...بعد یه پسره از دوس دخترش جدا شد..رسید به من گف...دختر چادری چادرتو بردار...دستاتو تو دستام نگه دار...خخخ
سعدیا گفتی که مهر ش میرود از دل ولی...مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد
یه بار داشتم از دانشگاه برمیگشتم یه پسره هم با ماشین دنبالم میکرد منم توجه نکردم تا در خونمون اومد وقتی کلیدو از تو کیفم دراوردم که درو باز کنم گفت حیف بنزینی که برات هدر دادم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز