بچه ها من دوران مجردی یکی خیلی دوست داشتم خیلی جون میدادم واسَش اونم همینطور مثلا گوشیش خراب شده بود توراه برگشت به خونه سریع رفته بو د گوشی فروشی خطشو انداخته بود نو گوشی بمن زنگ زد نگران نشم انقد روم حساس بود کلی هوامو داشت ولی مامان از خدا بی خبرش نذاشت بهم برسیم بچه شمال بود اینجا تنها زندگی میکرد جون و دلم بود تمام فکرم با مادرش ک مطرح کرد گفت الا بلا دوستان و اونم دختر تهرون اصلا و ابدا نفهمیدم چیشد واسه هم اشک میریختیم اما بهم کاری نداشتیم تا اینکه یوقتایی من دلم پر کشید واسش خوابشو تند تند میدیدم خواب میدیدم همش گریه میکنه بماند چقد خودم داغون بودم ولی نمیدونم جرا حتی بهش یگ پیامم نمیدادم بلاکش کردم کلا ولی وقتی دلم بعد ۳ماه تنگ شد رفتم بهش زنگ بزنم گفتن بزار داداشش فالو کنم یهو دیدم داداشش همون روز پست گذاشت ک عقدت مباااارک دنیا تو سرم آوار شد باور نمیکردم زنگ زدم درجا بهش صدای دادهام گریه هام خونمون پر کرده بود
عزیزم این قضیه ماله چند سال پیشه اتفاقا خردادی هم بود بی معرفت
اخهههه نگوووو مردای خورداری ک وفاااا دارن
از یک جایی به بعددلت می خواهد همه چیز را واگذار کنی ،نامه یِ استعفایت را رویِ میزِ دنیا بگذاری،کیفَت را برداری و به دورترین جایی کهمی شناسی بروی...چای بنوشی، سیگارت را دود کنیو به هیچ چیز فکر نکنی!از یک جایی به بعد،دلت می خواهد خودت باشی!تنها خودت و حافظه ای کههیچ کس را به خاطر نمی آورد...📩♥️♡⠀ 〇⠀ ⎙⠀ ⌲ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ┈┉┈┉•▴•⚜️•▴•┉┈┉┈
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از یک جایی به بعددلت می خواهد همه چیز را واگذار کنی ،نامه یِ استعفایت را رویِ میزِ دنیا بگذاری،کیفَت را برداری و به دورترین جایی کهمی شناسی بروی...چای بنوشی، سیگارت را دود کنیو به هیچ چیز فکر نکنی!از یک جایی به بعد،دلت می خواهد خودت باشی!تنها خودت و حافظه ای کههیچ کس را به خاطر نمی آورد...📩♥️♡⠀ 〇⠀ ⎙⠀ ⌲ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ┈┉┈┉•▴•⚜️•▴•┉┈┉┈