شوهرم فردا دارع میره سفر کاری صبح حرکت میکنه حالا من از امشب دلم اومده دوست دارم داره میره منم ببره خونه بابام. باردارم تو نبودش اونجا راحت ترم خییلی .
خودش میگ ن مامانم هس تنها نیستی . خونه پدر شوهرم طبقه پایین ما زندگی میکنن هم عروسم واحد کناریمون .شوهرم ک بره مادر شوهرم و هم عروسم بچه اش و برادر شوهرم هستن .نمیگم باهام بدن ن اتفاقا مادر شوهرم خوبه هم عروسم ساکته خیییلی اصن باهاش صمیمی نیستم برادر شوهرمم همش بیرون من فق میگم ک راحت نیستم اونجا خونه بابام مامانم هس داداشام کلی منو میخندونن راحتم خونه پدریع دیگ .
حالا بار های قبلی ک میرف مسافرت کاری منو میبرد چقدم خوب بود الان رازی نمیشه .. الانم خوابیده صبحم میره چیکار کنم ؟🥲💚