بچه ها چهار ماه پیش با یه پسری آشنا شدم به قصد ازدواج ....بعد ایشون میگن صبر کن تا سال بعد شرایطم اوکی بشه ، الان دو تا خواستگار برام اومده و مامانم همش اصرار داره که دیگه بسه انتخاب کن ، خودمم سی سالمه و به مادرمم حق میدم اونم از دست سختگیری های من خسته شده ...از طرفی اون آقا رو دوست دارم نمیدونم چیکار کنم میشه راهنماییم کنید، ممنون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب بهش بگو خاستگار دارم اگه براش مهم باشه میاد جلو اگرم نباشه بهانه میاره عزیزم کسی که بخوادت خودش و برات به آب و آتیش میزنه پس اگه واسش مهم نبود توعم آینده تو بخاطرش تباه نکن به خودت فک کن
به نظر من از بین اون دو نفر یکی انتخاب کن اگه خوبن
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیتون، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنید بیفته.❤️شهریارا چه به جا زد فلکت سنگ محک... تا تو باشی که طلا خرج مطلا نکنی